و اظهار فرمانبردارى كردند . در اواسط ماه ربيع الاخر سال 678 به حضرت در آمد . محمد بن ابى هلال شيخ دولت او شد . فرمان حاجبى را به ابو القاسم بن شيخ ، دبير ابن ابى الحسين داد و ابو بكر بن الحسن بن خلدون را صاحب الاشغال نمود ابو بكر بن الحسن با پدر خود حسن با جماعتى از اشبيليه نزد امير ابو زكريا آمده بود . حسن به مشرق رفت و در آنجا بمرد و پسرش ابو بكر در تونس ماند . امير ابو اسحاق در آغاز ورودش او را منصب صاحب الاشغال داد و حال آنكه اين مقام را جز به موحدين به كسان ديگرى نمىسپردند . همچنين فضل بن على بن مزنى را منشور امارت زاب داد . اين فضل بن على بن مزنى در ايام غربت در اندلس همدم و همراه او بود و اكنون اين حق گزارده مىشد . برادرش عبد الواحد را امارت قسطيليه داد . سپس ابن الجبر را گرفت و در بند كشيد و به دست موسى بن محمد بن ياسين سپرد تا از او سخن پرسد و اموالش را مصادره كند . در ضمن باز جست به مقدارى ادعيه و طلسمات مختلفه با اشكال و صور گوناگون برخورد كردند . گفتند بدين وسيله مخدوم خود را سحر مىكرده است . اين امر سبب تشديد عذاب او شد در بازجست و شكنجه سپس هلاكت او با او چنان كردند كه او با سعيد بن ابى الحسين در ايام دولتش كرده بود . در ماه جمادى الاولاى همان سال درگذشت و اللّه لا يظلم مثقال ذرة .
چون سلطان ابو اسحاق بر كرسى فرمانروايى نشست در استحكام جوانب خلافت خويش كوشيد و محمد بن ابى هلال را بگرفت و در سال 676 بكشت ، زيرا احتمال مىداد از او در حق دولتش شرى زايد كه محمد بن ابى هلال را در فتنه انگيزى سابقهء ديرين بود .
خبر از كشته شدن ابو زكريا يحيى [ دوم ] الواثق و پسرش
چون الواثق از حكومت خلع شد و به سراى اقورى رفت ، چند روز در آنجا ماند . او را سه پسر خردسال بود : فضل و طاهر و طيب . هر سه با او بودند . سپس نزد سلطان ابو اسحاق سعايت كردند كه او را آهنگ شورش است و با برخى از رؤساى مسيحى لشكر در نهان گفتگو كرده است .
سلطان مضطرب شد و فرمان داد او را در همان قلعهاى كه در ايام برادرش المستنصر او و فرزندانش را در بند كشيده بودند ، در بند كشند . سپس در همان شب كسى را فرستاد تا او و پسرانش را سر ببرد . اين واقعه در ماه صفر سال 679 اتفاق افتاد . با قتل مدعيان ، پايههاى حكومتش استوارى گرفت و عنان فرمانروايى به فرزند خود داد . و ما پس از اين در اين باره سخن خواهيم گفت .
خبر از حكومت امير ابو فارس بن سلطان ابى اسحاق بر بجايه در عهد پدرش و سبب اين امر
سلطان ابو اسحاق را پنج فرزند بود : ابو فارس عبد العزيز كه از همه بزرگتر بود و ابو محمد