لمتونه كه در آنجا بود با اينان بگريخت . عبد المؤمن خود بيامد و از مردم تاكرارت هر كه را يافت بكشت . اينان شصت تن از وجوه خود را فرستاده بودند تا از عبد المؤمن بر ايشان امان خواهند . يصليتن زناتى از مشايخ بنى عبد الواد ، آنان را بديد و همه را بكشت .
چون عبد المؤمن به تلمسان رسيد مردم تاكرارت را كه بيشترشان از حشم بودند قتل عام كرد ولى اهل تلمسان را عفو كرد . هفت ماه پس از فتح تلمسان سليمان بن محمد بن وانودين و به قولى يوسف بن وانودين را در آنجا امارت داد و برفت . بعضى از مورخان نوشتهاند او همچنان تلمسان را در محاصره داشت و پيروزيها پى در پى نصيب او مىشد و در اينجا بود كه از بيعت سجلماسه خبر يافت . سپس آهنگ حركت به سوى مغرب نمود و ابراهيم بن جامع را به محاصرهء تلمسان گماشت و خود در سال 540 به فاس رفت . يحيى [ بن ابى بكر بن على ] معروف به صحراوى [ كه پسر برادر تاشفين بود ] به فاس رفته بود . او با بقاياى لشكر تاشفين از تلمسان به فاس رفته بود . عبد المؤمن در كنار فاس فرود آمد و از آنجا لشكرى به محاصرهء مكناسه فرستاد . سپس با ياران خود حركت كرد و بخشى از سپاه موحدين را به فاس فرمان داد ، سردار اين گروه ابو حفص و ابو ابراهيم از اصحاب دهگانه مهدى بودند . فاس را هفت ماه در محاصره داشتند . تا آنگاه كه ابن الجيانى از سران شهر با موحدين در نهان توطئه كرد و شب هنگام آنان را به شهر در آورد . صحراوى به طنجه گريخت و از آنجا به نزد ابن غانيه به اندلس رفت . عبد المؤمن سرگرم محاصرهء مكناسه بود كه خبر فتح فاس به او رسيد به فاس باز گرديد و ابراهيم بن جامع را بر آن امارت داد و يحيى بن يغمور را به محاصرهء مكناسه فرستاد . سپس خود به مراكش رفت .
ابراهيم بن جامع هنگامى كه تلمسان را فتح كرد ، نزد عبد المؤمن رفت و عبد المؤمن فاس را در محاصره داشت . در راه مخضب بن عسكر امير بنى مرين در اكرسيف راه بر او بگرفت و جمعى از يارانش را بكشت و اموالشان را بربود . عبد المؤمن به يوسف بن وانودين عامل تلمسان نوشت كه بر سر آنان لشكر برد . او نيز لشكرى به سردارى عبد الحق بن منغفاد شيخ بنى عبد الواد بفرستاد اينان بنى مرين را سركوب كردند و اميرشان مخضب را نيز كشتند .
چون عبد المؤمن از فاس به مراكش مىرفت در راه خبر بيعت مردم سبته را شنيد .
يوسف بن مخلوف از مشايخ هنتاته را بر آنان امارت داد و به سوى سلا رفت . سلا را پس از اندكى بگرفت و در آنجا در خانهء ابن عشره منزل كرد . سپس به مراكش باز گرديد و شيخ ابو حفص را به غزو برغواطه فرستاد . او نيز پس از كشتار بسيار باز گرديد . در راه به عبد المؤمن رسيد و همه به مراكش رفتند . جماعتى از قبايل لمطه به مراكش رفته بودند . موحدين تيغ در آنان نهادند و جمع كثيرى را كشتند و اموال و مواشى آنها به غارت بردند و هفت ماه در محاصرهء مراكش درنگ كردند . امير مراكش اسحاق بن على بن يوسف بود . به هنگام خبر
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٤٤