تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
به يارى تاشفين و قوم او آمده بودند . چون طاهر بيامد در همان روز ورود ، از بالايى ، لشكر موحدين را نگريست و در تحقير لمتونه و اميرشان كه نتوانسته بودند از عهدهء پيكار موحدين بر آيند گفت : من آمده‌ام تا شما را بر اين مرد - يعنى عبد المؤمن - پيروز گردانم و نزد قوم خود باز گردم . تاشفين از سخن او برنجيد و فرمان داد كه به ميدان تازد . ظاهر بر دشمن حمله كرد . موحدين نيز در برابرش سخت پاى فشردند . طاهر به قتل رسيد و هرگز به لشكرگاه خود باز نگرديد . تاشفين پيش از اين سردار رومى خود زبرتير را با سپاهى گران گسيل داشته بود . زبرتير بر بنى سنوس و زناته كه در دشتهاى پهناور خود بودند حمله كرد و با غنايم بسيار بازگشت . موحدين از لشكرگاه عبد المؤمن بيرون آمدند و راه بر او گرفتند و آنان را كشتار كردند . زبرتير نيز كشته شد و پيكرش را بردار كردند . تاشفين بن على سپاه ديگرى به بلاد بنى ومانو فرستاد . تاشفين بن ماخوخ و يارانش از موحدين با او مصاف دادند و منهزمشان نمودند . اينان به هنگامى كه باز مىگشتند با سپاه بجايه بر خورد كردند و هر چه غنايم گرفته بودند از دست دادند . اين نبردها پى در پى به وقوع مىپيوست تا آنگاه كه تاشفين بن على سپاهى گران در وهران گرد آورد . پسر و وليعهد خود ابراهيم بن تاشفين را با جماعتى از لمتونه به مراكش فرستاد و احمد بن عطيه را به دبيرى او منصوب كرد و همراه او نمود و خود در سال 539 رهسپار وهران گرديد و يك ماه در آنجا چشم به راه سردار ناوگان خويش محمد بن ميمون ماند . محمد بن ميمون با ده كشتى از المريه برسيد و در نزديكى لشكرگاه او پهلو گرفت . عبد المؤمن نيز از تلمسان بيامد و شيخ ابو حفص عمر بن يحيى و بنى ومانوا از زناته را بر مقدمه بفرستاد . اينان به بلاد بنى يلومى و بنى عبد الواد و بنى ورسيفن و بنى توجين در آمدند و خونها ريختند تا به عقيدهء موحدين گردن نهادند و رؤسايشان به نزد عبد المؤمن در آمدند . يكى از ايشان سيد الناس پسر امير الناس شيخ بنى يلومى بود . عبد المؤمن ايشان را به اكرام پذيرا شد و با جماعات موحدين به وهران رفت و بر لشكرگاه لمتونه حمله‌ور گرديد و آن جمع بپراكند . تاشفين بن على به دژى در آن حدود پناه برد . موحدين آنجا را محاصره نمودند و گرداگردش را هيزم انباشتند و در آن آتش زدند . چون شب فرا رسيد تاشفين سواره از دژ بيرون آمد تا بگريزد قضا را در دره‌اى بيفتاد و بمرد . اين واقعه در بيست و هفتم ماه رمضان سال 539 بود . سرش را به تينملل فرستادند . بقاياى لشكرش به وهران گريختند و مردم شهر در محاصره افتادند تا از تشنگى به جان آمدند و همه به فرمان عبد المؤمن گردن نهادند و در روز عيد فطر تسليم شدند . خبر قتل تاشفين با فراريان سپاه لمتونه به تلمسان رسيد . در ميان ايشان بودند كسانى چون ابو بكر بن يحيى [ 1 ] و سير بن الحاج و على بن فيلو و جمعى ديگر از اعيان ايشان . هر كس از
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهAنجى .