تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
در سال 537 درگذشت و امور مالك در دست پسرش تاشفين بن على قرار گرفت و حال آنكه سرگرم نبرد با عبد المؤمن بود و دشمن او را در محاصرهء خود داشت . پس از مرگ على بن تاشفين ميان دو قبيلهء لمتونه و مسوفه اختلاف افتاد . امراى مسوفه مانند براز [ 1 ] بن محمد و يحيى بن تاكفت و يحيى بن اسحاق معروف به انكمار كه والى تلمسان بود ، ملول شدند و با همه پيروان خود به عبد المؤمن پيوستند . لمتونه نيز عهدى را كه با آنان و ديگر مسوفه داشت نقض كرد . عبد المؤمن به حال خود ببود و لشكر به سبته برد . سبته نيك پايدارى كرد . عمدهء دفاع شهر به عهدهء قاضى عياض بود كه شهرتى فراوان داشت . و در اين زمان رياست دينى و سياسى با او بود و مردم شهر او را چون پدر خود مىدانستند . در اواخر عمرش مورد خشم دولت واقع شد و دور از سبته در تادلا درگذشت . در آن ايام عهده دار امر قضا در باديه شده بود . عبد المؤمن مىجنگيد و پيش مىتاخت تا به جبال غياثه و بطويه رسيد . آن نواحى را بگشود و در ملويه فرود آمد و دژهايش را فتح كرد . سپس در بلاد زناته قدم نهاد . قبايل مديونه به اطاعتش در آمدند . سپاهى از موحدين را به سردارى يوسف بن وانودين و ابن يرمور [ 2 ] به آنجا فرستاده بود . محمد بن يحيى بن فانوا عامل تلمسان با جمعى از سپاه لمتونه و زناته به دفاع بيرون آمد . موحدين ايشان را منهزم ساختند و ابن فانوا كشته شد و سپاه زناته درهم ريخت و آنان به بلاد خود باز گشتند . تاشفين ، ابو بكر بن مزدلى را بر تلمسان گماشت . عبد المؤمن در ريف بود كه ابو بكر بن ماخوخ و يوسف بن يدر امراى بنى ومانوا به او پيوستند عبد المؤمن ابن يغمور و ابن وانودين را با سپاهى از موحدين با ايشان گسيل داشت اينان برفتند و در بلاد بنى عبد الواد و بنى يلومى جمعى را كشتند و جمعى را اسير كردند . سپاه لمتونه به ياريشان آمدند . زبريتر سردار رومى نيز با آنان بود . در منداس فرود آمدند . زناته و بنى يلومى و بنى عبد الواد و شيخ ايشان حمامة بن مطهر و بنى نيكاسن و بنى ورسيفان و بنى توجين نيز با آنان بودند . اينان بر بنى ومانو تاختند و غنايمشان را از دستشان بستدند و ابو بكر بن ماخوخ را با ششصد تن از يارانش كشتند . موحدين و ابن وانودين به جبال سيرات متحصن شدند . تاشفين بن ماخوخ به عبد المؤمن پيوست و بر ضد لمتونه و زناته از او يارى خواست . عبد المؤمن با او به تلمسان رفت . سپس به سيرات لشكر برد و آهنگ جايگاه لمتونه و زناته نمود و آنان را فرو كوفت و به تلمسان بازگشت و در صخرتين از كوه بنى وريند فرود آمد . تاشفين بن على در اصطفصت قرار گرفت و جماعاتى از صنهاجه از سوى يحيى بن العزيز صاحب بجايه ، به سردارى طاهر بن كباب به نزد او آمدند . اينان به سبب عصبيت صنهاجى
هامش
[ ( 1 ) ] و در نسخه‌اى : بران . [ ( 2 ) ] در نسخهءB: مومور و درAيرمون .