تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
چون شيخ ابو حفص از نبرد ماسه باز گرديد ، چند روز در مراكش درنگ كرد . سپس خبر يافت كه در جبال درن جمعى دعوت محمد بن عبد اللّه ، الهادى را بر پاى داشته‌اند . شيخ ابو حفص برفت و مردم نفيس و هيلانه را فرو كوفت و بسيارى را بكشت و اسير كرد تا همه سر بر خط فرمان نهادند . و بازگشت . سپس به هسكوره رفت در آنجا نيز خلقى را بكشت و دژها و جنگگاههايشان را ويران نمود . آنگاه رهسپار سجلماسه شد و بر آن مستولى گرديد و به مراكش بازگشت . بار سوم بر برغواطه لشكر كشيد اين جنگ مدتى به دراز كشيد و از آنان شكست خورد . آتش فتنه در سراسر مغرب افروخته گرديد و مردم سبته شورش كردند و يوسف بن مخلوف تينمللى را اخراج كردند و او را با جمعى از موحدين كشتند . قاضى عياض از دريا گذشت و نزد يحيى بن على بن غانيهء مسوفى والى اندلس ، به اندلس رفت . او را در جزيرهء الخضراء ديدار كرد و از او خواست كه براى سبته از سوى خود والى فرستد . او نيز يحيى بن ابى بكر صحراوى را با او بفرستاد . يحيى در آغاز خيزش عبد المؤمن در فاس بود . و چنان كه گفتيم به طنجه رفت و از دريا گذشت و به اندلس رفت و در قرطبه به ابن غانيه پيوست و در شمار ياران او در آمد . ابن غانيه يحيى بن ابى بكر را با قاضى عياض به سبته فرستاد . چون به سبته آمد و زمام كارها به دست گرفت با قبايلى كه از فرمان عبد المؤمن و موحدين سر بر تافته بودند ، چون برغواطه و دكاله دست اتحاد داد و از سبته به نزد آنان رفت . در سال 542 عبد المؤمن بر سرشان لشكر كشيد و بلادشان را زير پى سپرد تا سر به اطاعت فرود آورند و از يحيى بن ابى بكر صحراوى و لمتونه بيزارى جستند . عبد المؤمن پس از شش ماه كه از مراكش بيرون رفته بود به مراكش باز گرديد . در آنجا مشايخ قبايل از او خواستند كه يحيى را عفو كند و عفو كرد و مغرب آرامش يافت و به صلاح آمد . اهل سبته نيز به اطاعت بازگشتند ، از آنان نيز بپذيرفت . همچنين از خطاى مردم سلا نيز چشم پوشيد ولى فرمان داد كه باروى شهرشان را ويران كنند .

فتح اندلس و امور مربوط به آن

عبد المؤمن متوجه اندلس شد . قضيه از اين قرار بود كه چون خبر كشته شدن تاشفين بن على و در آمدن موحدين به شهر فاس به ملثمين رسيد على بن عيسى بن ميمون فرمانده ناوگان ملثمين از اطاعت لمتونه بيرون آمده و به جزيرهء قادس رفته بود و به عبد المؤمن پيوسته بود . در آن هنگام عبد المؤمن سرگرم محاصرهء فاس بود . على بن عيسى دعوت موحدين بپذيرفت و در مسجد جامع قادس به نام ايشان خطبه خواند . و اين اولين خطبه به نام آنان در اندلس بود . اين واقعه در سال 540 رخ داد . احمد بن قسى صاحب مرتله و بر پاى دارندهء دعوت در اندلس ، ابو بكر بن حبيس [ 1 ] را نزد عبد المؤمن فرستاد . ابو بكر ، عبد المؤمن را در تلمسان ديد و
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءA: جيش و درE: حيسن .