تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
شيعيان نهاد . بنى محمد در سال 319 به سود او از سبته كنار رفتند الناصر آن را از دست الرضى بن عصام رئيس مجكسه بستد . در آنجا دعوت ادارسه رواج داشت . اين خاندان سبته را براى الناصر رها كردند و خود سر به فرمان او نهادند . سپس [ القائم ] ابو القاسم بن محمد بن عبيد اللّه ، ميسور را براى جنگ با ابن ابى العافيه به هنگامى كه نقض پيمان كرده بودند و به سود امويان اندلس دعوت كرده بود ، به مغرب فرستاد . بنى محمد راه رهايى خود در آن يافتند كه به يارى ميسور برخيزند . بنى عمر صاحبان نكور نيز با آنان همرأى شدند . چون ابن ابى العافيه از شور بختى خويش رهايى يافت و در سال 325 از ناحيهء صحراء باز گرديد ، پس از ميسور نيز از مغرب ، ابن ابى العافيه با بنى محمد و بنى عمر به جنگ پرداخت و پس از آن هلاك شد . عبد الرحمان الناصر وزير خود قاسم بن محمد بن طملس را در سال 333 به جنگشان فرستاد و به ملوك مغراوه محمد بن خزر و پسرش خير نامه نوشت كه با ابن ابى العافيه با سپاهيان خود او را يارى دهند ( ؟ ) ابو العيش بن ادريس بن عمر ، معروف به ابن متأله به فرمان آمد و رسولان خويش نزد الناصر فرستاد الناصر نيز او را امان نامه داد . آنگاه پسر خود محمد بن ابى العيش را براى تأكيد اين فرمانبردارى به نزد او فرستاد . الناصر نيز بگرمى او را پذيرا شد و منشور امارت داد . ديگر ادريسيان نيز از بنى محمد تقليد كردند و خصومت بنهادند و از او امان نامه خواستند . او نيز براى همهء بنى محمد امان نامه داد و محمد بن عيسى بن احمد بن محمد و حسن بن قاسم بن ابراهيم بن محمد خود به نزد الناصر رفتند . بنى ادريس در رياست خود به اين بنى محمد باز مىگردند ، از آن هنگام كه برادرشان حسن بن محمد ملقب به الحجام در شورش خود بر ضد موسى بن ابى العافيه زمام امور را به دست گرفت . پس قاسم بن محمد ملقب به كنون را بعد از فرار موسى بن ابى العافيه بر خود رياست دادند و او بلاد مغرب را غير از فاس در تصرف آورد و دعوت شيعه آشكار كرد . تا سال 337 در قلعهء حجر النسر بمرد . پس از او ابو العيش احمد بن قاسم كنون به فرمانروايى رسيد . مردى فقيه و عالم به ايام و اخبار بود و از شجاعت و كرم بهره‌مند و به احمد فاضل شهرت داشت . در دل به امويان اندلس گرايش داشت . تا آنجا كه به دعوت براى [ عبد الرحمان ] الناصر پرداخت و بر منابر قلمرو خويش به نام او خطبه خواند و از فرمان علويان مصر بيرون آمد و سراسر مغرب تا سجلماسه با او بيعت كردند . چون مردم فاس با او بيعت كردند ، محمد بن حسن را بر ايشان امارت داد . محمد بن ابى العيش بن ادريس بن عمر بن مثاله در سال 338 از سوى پدرش به نزد الناصر رفت در آنجا از وفات پدر خبر يافت . الناصر منشور امارت قلمرو پدر به او داد و روانه‌اش ساخت . عيسى فرزند عمش ابو العيش احمد بن القاسم كنون در غيبت او بر قلمرو او در تيكيساس حمله كرده بود و آن را در تصرف آورده بود . و اموال ابن مثاله را نيز متصرف شده بود . چون محمد
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 228 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى