يافت . نزد عبد الرحمان الناصر رفت . خاندان ايشان بنى رحفو در وادى لاو و وادى داس نزديك تيطاوين مىزيستند .
پس از حاميم ، عاصم بن جميل يزدجومى هم از ميان غماره دعوى پيامبرى كرد . اخبار او نقل شده است . اينان تا اين زمان هم به جادوگرى گرايش دارند .
پيرانى از مردم مغرب براى من حكايت كردند كه بيشتر جادوگران ايشان زنان جوان هستند . ايشان را قوهاى است كه مىتوانند روحانيت هر كوكبى را از كواكب كه بخواهند جلب كنند و چون بر آن مستولى شدند به آن روحانيت مكيف شوند . از راه آن هر گونه كه خواهند در اكوان تصرف مىكنند . و اللّه اعلم .
خبر از دولت ادارسه در غماره و سرگذشت ايشان
عمر بن ادريس به هنگامى كه محمد بن ادريس اعمال مغرب را به رأى جدهاش كنزه مادر ادريس ميان برادران تقسيم كرد ، خود صاحب تيكيساس و ترغه و بلاد صنهاجه و غماره شد . به قاسم بن ادريس طنجه و سبته و بصره ( از بلاد مغرب ) و متعلقات آن از بلاد غماره اختصاص يافت .
سپس هنگامى كه برادرش محمد با او راه خلاف پيمود ، بر بلاد او غلبه يافت و چنان كه در اخبارشان آوردهايم آن را بر قلمرو خويش در افزود . سپس فرزندان محمد بن قاسم به متصرفات خويش بازگشتند و آن را تملك كردند . محمد بن ابراهيم بن محمد بن قاسم قلعهء حجر النسر نزديك سبته را پى افكند و آن را پناهگاه و ثغر قلمرو خويش گردانيد . فرمانروايى در فاس و اعمال مغرب در فرزندان محمد بن ادريس باقى ماند . سپس به فرزندان عمر بن ادريس رسيد .
آخرين آنان يحيى بن ادريس بن عمر بود و او بود كه با عبيد اللّه الشيعى به دست مصالة بن حبوس سردار او بيعت كرد و مصالة منشور امارت فاس را به او داد سپس در سال 309 او را عزل كرد .
در سال 313 يكى از بنى القاسم به نام حسن بن محمد بن قاسم بن ادريس بر او خروج كرد . اين حسن را حجام مىگفتند زيرا ضربات نيزهء خود را بر حجامتگاه هماوردان خويش فرود مىآورد . حسن حجام مردى پيشتاز و پيروز جنگ بود . مردم فاس بر ريحان بن على الكتامى كه از سوى مصاله بر فاس نظارت مىكرد بشوريدند و حسن را بر خود امير ساختند . موسى بن ابى العافيه بر سر او لشكر كشيد و منهزمش ساخت و حسن پس از آن شكست بمرد . موسى بن ابى العافيه بر فاس و اعمال مغرب غلبه يافت و ادارسه را از آنجا براند و در حجر النسر كه دژ آنان بود محصور داشت . آنان به جبال غماره و بلاد ريف پناه بردند . غماره را در تمسك به دعوت ايشان آثار و مقامات است . در آن ناحيه دولتى تشكيل دادند و آن را به چند قطعه تقسيم كردند و بزرگترين قسمتهاى آن از آن بنى محمد و نيز از آن بنى عمر در تيكيساس و نكور و بلاد ريف بود . سپس عبد الرحمان الناصر روى به سرزمينهاى اين سوى دريا و دفع