بازگشتند و با موسى بن المعتصم بن محمد بن قرة بن المعتصم بن صالح بن منصور بيعت كردند .
وى در آن هنگام در كوه ابو الحسين نزد بنى يصلتن بود و به ابن رومى شهرت داشت .
صاحب المقياس گويد : او موسى بن رومى بن عبد السميع بن ادريس بن صالح بن ادريس بن منصور بود . مرمازوا را با يارانش بگرفت و گردن زد و سرهايشان را به نزد عبد الرحمان الناصر فرستاد . سپس يكى از افراد خاندانش به نام عبد السميع بن جرثم بن ادريس بن صالح بن منصور شورش كرد و او را خلع نمود و در سال 329 از نكور اخراج كرد . موسى با زن و فرزند و برادرش هارون بن رومى و بسيارى از بنى اعمام و اهل بيتش به اندلس رفت . بعضى در المريه ماندند و بعضى به مالقه رفتند . مردم نكور بر عبد السميع بشوريدند و او را كشتند و جرثم بن احمد بن زيادة اللّه بن سعيد بن ادريس بن صالح بن منصور را فراخواندند . او نيز به شتاب بيامد . با او به سال 336 بيعت كردند . زمام امور به دست گرفت . او نيز چون اسلافش بر مذهب مالك عمل مىكرد . در آخر سال 360 پس از بيست و پنج سال فرمانروايى بمرد فرمانروايى در خاندان او ببود تا آنگاه كه از داجه بر وهران غلبه يافتند و اميرشان يعلى بن فتوح الازداجى در سال 406 و به قولى 410 نكور را بگرفت و ويران نمود و دولتشان بعد از سيصد و چهارده سال از زمان حكومت صالح منقرض گرديد و به بنى يعلى بن فتوح و ازداجه منتقل گرديد و تا سال 460 بر دوام بود . و اللّه مالك الامور لا إله الا هو .
خبر از حاميم غمارى كه دعوى پيامبرى كرد
اين قبيلهء غماره غرقه در جهالت بودند و از شرايع الهى دور و به بدويت خوگر و از خير و صلاح بر كنار . در ميان مجكسه مردى بود به نام حاميم بن من اللّه بن حرير بن عمرو بن رحفو بن از روال [ 1 ] بن مجكسه و ابو محمد كنيه داشت و كنيهء پدرش ابو خلف بود وى در سال 313 در كوهستان حاميم - كه به نام او ناميده شده - نزديك تيطاوين دعوى پيامبرى كرد . بسيارى از غماره به دو گرويدند و او نيز قوانين و آيينهايى از عبادات و احكام آورد و بر ايشان قرآنى ترتيب داد كه به زبان خود مىخواندند : « اى كسى كه ديده را فروغ دادى تا به دنيا بنگرد . مرا از گناه خالى گردان . اى كسى كه موسى را از دريا بيرون آوردى من به حاميم و به پدرش ابو خلف من اللّه ايمان آوردم . و سرم را و عقلم و آنچه را كه در سينه پنهان دارم و خونم و گوشتم بدان احاطه دارد ايمن گردان و ايمان آوردم به تابعيت [ 2 ] عمهء حاميم خواهر ابو خلف من اللّه » و اين زن زنى جادوگر بود . حاميم المفترى لقب داشت . خواهرش دبو نيز جادوگر و كاهنه بود و همواره در جنگها و خشكسالها به او استغاثه مىكردند . حاميم در جنگهاى مصموده در حوالى طنجه به سال 315 كشته شد . پسرش عيسى پس از پدر در ميان قوم مقامى ارجمند
هامش
[ ( 1 ) ] اين نام در كتاب البكرى و حفوال آمده است .
[ ( 2 ) ] در نسخهءD: تايفيت . و درA: بتانعنت .