تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بن صالح بن طريف به جاى او نشست و بر برغواطه غلبه يافت و دين پدران خويش بر گزيد و شوكت و عظمتش بسيار شد . او را در بربر وقايع مشهور است و روزهاى مذكور . سعيد بن هشام المصمودى در اين شعر خود به آنها اشارت كرده است :
قفى قبل التفرق و اخبرينا * و قولى و اخبرى خبرا يقينا و هذى امة هلكوا و ضلوا * و خابوا لا سقوا ماء معينا يقولون النبى ابو غفير * فاخزى اللّه ام الكاذبينا الم تسمع و لم تر يوم بيت * على آثار خيلهم رنينا رنين الباكيات فبين ثكلى * و عادية و مسقطة جنينا سيعلم اهل تامسنا إذا ما * اتوا يوم القيامة مهطعينا هنالك يونس و بنو ابيه * يقودون البرابر حائرينا إذا وريا ورى رمت عليهم * جهنم قائد المستكبرينا فليس اليوم يومكم و لكن * ليالى كنتم متيسرينا
ابو غفير چهل و چهار زن گرفت و چهل و چهار فرزند داشت . در اواخر قرن سوم سال بيست و نهم از پادشاهيش بمرد . پس از او پسرش ابو الانصار عبد اللّه به فرمانروايى رسيد . به همان سنت او بود . مردى مهيب بود چنان كه ملوك عصر براى او هدايا مىفرستادند و با صلات و تحف شر او از سر خود رفع مىكردند . او ملحفه‌اى بر دوش مىافكند و لنگى بر كمر مىبست و لباس دوخته نمىپوشيد و عمامه بر سر نمىنهاد . در كشور او فقط غريبان عمامه مىبستند . حق همسايه را رعايت مىكرد و به عهد خود وفا مىنمود . در سال چهل و يك از قرن چهارم بمرد . چهل و چهار سال فرمانروايى كرد . در امسلاخت به خاك سپرده شد و قبرش آنجاست . پس از او پسرش ابو منصور عيسى در سن بيست و يك سالگى به جايش نشست . بر همان سيرهء اجداد خود بود . او نيز دعوى نبوت و كهانت داشت . كارش بالا گرفت و نيرومند گرديد . قبايل مغرب به دين او اعتراف كردند . زمور گويد : از وصاياى پدرش اين بود كه اى پسر تو هفتمين امراى خاندان خويش هستى اميد است كه صالح بن طريف نزد تو آيد . زمور گويد : شمار سپاهيان او سه هزار تن از برغواطه بود و ده هزار تن از ديگران چون جراوه و زواغه و برانس و مجكصه [ 1 ] و مطغره و بنى دمر و مطماطه و بنى وارزكيت و نيز بنى يفرن و اصاده و ركانه و ايزمن و رصانه و رنمصزاره [ ( 2 ) ] كه همه بر دين او بودند . و پادشاهانشان از آن هنگام كه بودند ساز شاهانه به كار نمىبردند پايان كلام زمور .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهB: مجاصه . [ ( 2 ) ] در نسخهءA: ورنمضراره و درEويمصراره .