تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
جنوب مىپيچند و به آكرسلوين منتهى مىشوند ، سپس از اكرسلوين به سمت مغرب مىروند تا درعه و تا ضواحى سوس اقصى . شهرهايش عبارت‌اند از : تارودانت و ايفرى ان فونان و غير آن . همهء اينان را صناكه با حذف هاء از صنهاجه و گردانيدن صاد به زاء و بدل كردن جيم آن به كاف كه عربهاى امروز ميان كاف و قاف يا ميان كاف و جيم تلفظ مىكنند ( گاف ) و به هنگام معرب كردن گاف را به جيم بدل كرده‌اند . اين گروه از صنهاجه را ميان قبايل غربى شمار بسيار است و نيرو و دليرى و سلحشورى و گردنفرازى افزون . و از آن ميان ساكنان كوهستان مشرف بر تادلا بيشتر به اين اوصاف متصف‌اند . رياستشان در اين عهد در ميان فرزندان عمران صناكى است . اينان در برابر قدرت دولتها ايستادگى مىكنند و سر به گيرندگان باج و خراج فرود نمىآورند . قبايل جاناته متصل به ايشان‌اند . بعضى چادرنشين‌اند و در خانه‌هاى ساخته از شاخه‌هاى درختان زندگى مىكنند و چون باران ببارد ، در نواحى بلادشان به طلب قوت به حركت مىآيند و از يتغانيمين در جانب جنوبى مكناسه تا وادى ام الربيع در شمال تامسنا در دو سوى كوه درن در حركت‌اند . رياستشان در خاندان هيرى است و او از مشاهير ايشان است . اينان به باجگيرى خو گرفته‌اند و به خوارى عادت كرده‌اند . قبايل دكاله در بسيط مغرب از ساحل ام الربيع تا مراكش پيوسته به آنهاست و جانب مغرب بر ساحل درياى محيط در ناحيهء ازمور قبيلهء ديگرى است با شمار بسيار كه از حيث موطن و نحله و باج و خراج و كارهاى ديوانى در مصامده مندرج‌اند . در اين عهد رياستشان در خاندان عزيز بن يبورك است و ذكر آن خواهد آمد . امروز به بنى بطال معروف‌اند . از قبايل صنهاجه بطون ديگرى است در جبال تازى و بالاتر از آن ، چون بنى بطويه و مجاصه و بنى وازتين [ 1 ] تا كوهستان لكائى از كوههاى مغرب كه معروف است به بنى لكائى به نام يكى از قبايل ايشان . بطويه را سه بطن است : بقويه در تازى و بنى رياغل در شهر المزمه و فرزندان محلى در تافرسيت . فرزندان محلى را بر ذمهء بنى عبد الحق . ملوك بنى مرين ، حقى است . مادر يعقوب بن عبد الحق از ايشان بود و يعقوب بن عبد الحق آنان را به وزارت برگزيد . از ايشان بود طلحة بن محلى و برادرش عمر ، و ما در بيان دولت ايشان از آنان ياد خواهيم كرد . پيوسته به زمين مغرب ، ميان كوههاى درن و كوههاى ريف ، در ساحل درياى روم آنجا كه مساكن غماره است - و از آن ياد خواهيم كرد - قبايل ديگرى است از صنهاجه كه برخى در ارتفاعات و برخى در دره‌ها و زمينهاى هموار زندگى مىكنند و خانه‌هايشان از سنگ و گل است . چون فشتاله و مشطه و بنى ورياكل و بنى حميد و بنى مزكلده و بنى عمران و بنى دركون و بنى ورتزر و ملوانه و بنى وامود . مواطن همهء اينان در ورغه و امر كو است . كارشان بافندگى و زراعت است از اين رو آنان را صنهاجهء جولاه گويند . اينان در شمار قبايل باجگزارند . اكثرا زبانشان عربى است و همجوار كوههاى غماره‌اند .
هامش
[ ( 1 ) ]D: وارتين .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 216 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى