تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بزرگتر از ملوك غانه نيافتند . اينان مجاور درياى محيط بودند در جانب غربى ، بزرگترين امت بودند و داراى دولت عظيم . پايتخت كشورشان غانه است كه در دو سوى رود نيل واقع شده و از بزرگترين شهرهاى عالم است و از همه آبادتر . مؤلف كتاب رجار و صاحب المسالك و الممالك از آنها ياد كرده‌اند . در همسايگى آنان از جانب شرقى امتى ديگر است . راويان پندارند نام آنان صوصو به دو صاد مضموم يا دو سين مضموم است . از آن پس امت ديگرى است به نام مالى و از آن پس امتى ديگرى به نام كوكو كه گاه آن را كاغو مىگويند . پس از آن امتى ديگر است موسوم به تكرور . شيخ عثمان فقيه از مردم غانه كه در ميان ايشان به علم و دين و شهرت از همه بيش است ، در سال 799 به مصر آمد با اهل و عيال خويش به حج مىرفت . با او در مصر ديدار كردم . گفت آنان تكرور را زغاى گويند و مالى را انكاريه . پس مردم غانه دولتشان ضعيف شد و كارشان پريشان گرديد . كار ملثمين كه همجوار ايشان بودند بالا گرفت . ملثمين در جانب شمالى ايشان در كنار بربرهايند . ملثمين بر سياهان حمله آوردند و چراگاهها و بلادشان را غارت كردند و بر آنان باج و جزيه نهادند و بسيارى از ايشان را به اسلام فرا خواندند آنان نيز به اسلام گرويدند . آنگاه دولت مردم غانه روى به اضمحلال نهاد . اهل صوصو از امم سياه كه در مجاورت آنان بودند بر ايشان غلبه يافتند و آنان را برده ساختند و در زمرهء خويش در آوردند . آنگاه مردم مالى كه بسيار شده بودند دست تطاول بر امم مجاور خود دراز كردند و بر صوصو غلبه يافتند و هر چه آنان از روزگاران قديم در دست داشتند بستدند . مردم غانه تا به درياى محيط را از جهت غربى در تصرف آوردند . اينان مسلمانان بودند . گويند نخستين كسى از ايشان كه اسلام آورد پادشاهى بود به نام برمندانه . شيخ عثمان آن را اينچنين ضبط كرده است . اين پادشاه حج به جاى آورد و فرزندانش بعد از او نيز سنت وى را رعايت مىكردند . پادشاه بزرگشان كه بر صوصو غلبه يافت و بلادشان را گشود و ملك از ايشان بستد مارى جاطه نام داشت . و مارى در لغت آنان به معنى اميرى است كه از نسل سلطان باشد و جاطه به معنى شير درنده است . سلسله نسب اين پادشاه به ما نرسيده است چنان كه گفته‌اند بيست و پنج سال بر آنان فرمان راند . چون به هلاكت رسيد پسرش منسا ولى امارت يافت . معنى منسا ، سلطان است ولى به زبان ايشان به معنى على است . اين منسا ولى از اعاظم ملوكشان بود . در ايام الملك الظاهر بيبرس حج به جاى آورد . پس از او برادرش واتى امارت يافت و بعد از او برادرشان خليفه به امارت رسيد . تير اندازى نيكو ولى ابله بود . به سوى مردم تير مىانداخت و آنان را مىكشت . مردم برجستند و كشتندش . پس از او يكى از نوادگان مارى جاطه به نام ابو بكر به حكومت رسيد . او پسر دخترش بود . آنچنان كه رسم عجمان است
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 209 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى