تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
حبشيان همجوار يمن‌اند بر ساحل غربى دريا ، و از آن دريا گذشتند و با ذو نواس پادشاه يمن جنگيدند . دار الملكشان كعبر بود و بر آيين مسيح بودند . يك تن از ايشان - بنا بر آنچه در صحيح آمده است - در ايام مهاجرت اسلام آورد و صحابه پيش از آنكه به مدينه هجرت كنند به نزد او هجرت كردند . او نيز مأوايشان داد و در پناه خود گرفت . چون خبر مرگ او به پيامبر ( ص ) رسيد بر او درود فرستاد . نامش نجاشى بود . آنان به زبان خود نجاشى را انگاش مىگويند به كاف آميخته با جيم ( گاف ) . عربها آن را به جيم خالص تبديل كردند و ياء نسبت در آخر آن آوردند . و چنان نيست كه نجاشى عنوان همهء كسانى باشد كه بر آنان پادشاهى مىكنند بسيارى كه از آن نا آگاه‌اند چنين مىپندارند . اگر چنين بود مىبايست هنوز هم پادشاهان آن ديار را نجاشى بخوانند زيرا پادشاهى آنان همچنان بر دوام است . پادشاه حبشه در اين عهد حطى نام دارد و من نمىدانم كه اين نام خود پادشاه است يا نام عشيره‌اى است كه پادشاهى در ميان ايشان است . در مغرب آن ، شهر داموت قرار دارد . در آنجا پادشاهى است از اعاظم ايشان و او را دولتى عظيم است . در شمال آن پادشاه ديگرى هم از حبشيان است كه نام او حق الدين محمد بن على بن ولصمع است در شهر وفات . پيشينيان او در تاريخى مجهول اسلام آوردند . جدش و لصمع فرمانبردار پادشاه داموت بود . حطى را از اين امر رگ غيرت بجنبيد و به جنگ او رفت و بر بلادش مستولى گرديد . پس همچنان جنگ و فتنه ادامه يافت و كار حطى روى به ضعف نهاد . بنى ولصمع بلاد خود را از حطى و فرزندانش باز پس گرفتند و بر وفات مستولى شدند و ويرانش كردند . به ما خبر رسيده كه حق الدين هلاك شد و برادرش سعد الدين به جاى او نشست . اينان مسلمان‌اند و گاه نسبت به حطى فرمانبردارند و گاه نافرمان . و اللّه مالك الملك . ابن سعيد گويد : در كنار اينان است بجا . برخى مسلمان‌اند و برخى مسيحى . جزيرهء سواكن در درياى سوس از آن ايشان است . در كنار ايشان نوبه واقع شده است . اينان برادران زنگيان و حبشيان‌اند . شهر دنقله در غرب نيل از آن ايشان است . بيشترشان مجاوران ديار مصرند . از آنان بردگان به جاى ديگر برند . در كنار ايشان زغاوه است كه مسلمان‌اند . از شعوب ايشان است تاجره و در كنارشان كانم و اينان خلقى بسيارند . بيشترشان مسلمان‌اند . شهرستان حيمى [ 1 ] است . بر بلاد صحراء تا فزان غلبه دارند . با دولت حفصيان از آغاز روشى دوستانه داشته‌اند . در مغرب آنان كوكو است و بعد از ايشان نقارد و تكرور و لمى و نمنم و جابى و كورى انكرار . اينان به درياى محيط پيوسته‌اند تا غانه در مغرب . پايان كلام ابن سعيد . چون افريقيهء مغرب فتح شد و بازرگانان به بلاد مغرب داخل شدند در ميان ايشان
هامش
[ ( 1 ) ] در جغرافياى ابن سعيد : خبمى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 208 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى