شدند . همچنين پسر عمش به قتل رسيد و از عربهاى هلالى نيز امير قره - چنان كه ابن نخيل او را ناميده است - كشته شد .
ابن نخيل حكايت كند كه غنايم موحدين در اين روز از سپاه ملثمين هجده هزار چارپا بود و اين شكست سبب شد كه در نيرويشان سستى افتد و از هيبت و بأسشان بكاهد .
قبايل نفوسه بر كاتب ابن غانيه ، ابن عصفور شوريدند و دو فرزند او را كشتند . ابن غانيه او را فرستاده بود تا خراج بستاند . شيخ ابو محمد در نواحى افريقيه به حركت در آمد تا از تاراج آنها جلو گيرد و شيوخشان را به تونس جاى داد تا مردم از شر و فساد ايشان در امان مانند . بدين گونه اوضاع افريقيه به صلاح آمد . و اين حال ببود تا در سال 618 كه ابو محمد هلاك شد . پس از ابو محمد ، السيد ابو العلى ادريس بن يوسف بن عبد المؤمن به امارت افريقيه برگزيده شد . بعضى مىگويند كمى پيش از مرگ شيخ ابو محمد در سال 618 به اين سمت منصوب گرديد . بعد از هلاكت شيخ ابو محمد ، بار ديگر ابن غانيه را هواى شورش در سر افتاد و در اينجا و آنجا دست به كشتار و تاراج زد . رعيتش از اين عمل او را سرزنش نمودند . السيد ابو العلاء به سوى او نهضت كرد و در قابس فرود آمد و در قصر العروسيين اقامت جست . پسرش سيد ابو زيد ، را با سپاهى از موحدين به درج و غدامس و سپاهى ديگر را براى محاصرهء ابن غانيه به ودان فرستاد . ابن غانيه به زاب گريخت . السيد ابو زيد از پى او برفت و در بسكره با او مصاف داد و شهر را بگرفت . ابن غانيه با جمعى از اوباش عرب و بربر جان به در بردند .
السيد ابو زيد با سپاه موحدين و قبايل هواره از پىاش روان شدند . به سال 621 در بيرون شهر تونس با او مصاف دادند . ابن غانيه و لشكر او شكست خورد و بسيارى از ملثمين كشته شدند و دستهاى موحدين از غنايم پر شد .
هواره را كه اميرشان حناش بن بعرة بن ونيفن بود در اين حمله و هجوم اثرى مشهود بود و اقدامى نيكو . پس از اين واقعه به السيد ابو زيد خبر مرگ پدر برسيد . او در تونس مرده بود .
از اين رو باز گرديد . بنى ابو حفص به مكان پدرشان شيخ ابو محمد به امارت افريقيه باز گردانيده شدند . از آن ميان امير ابو زكريا عهدهدار امر حكومت افريقيه شد . اين امير ابو زكريا جد خلفاى حفصيه است . با وجود او بناى كار اين خاندان در افريقيه استوارى گرفت . او در برابر ابن غانيه نيك پايدارى كرد و او را در اقطار افريقيه فرارى ساخت . اندك اندك دست او از مردم و رعاياى آن بلاد كوتاه شد و همچنان با مشتى عرب در آن باديهها سرگردان بود . تا بالاخره گاه به سجلماسه مىرسيد در اقصاى مغرب و گاه به عقبة الكبرى از حوالى مصر . پس بر اين مذكور ، صاحب سويقه از حوالى برقه غلبه يافت و در واجر ميان متيجه و مليانه بر قبايل مغراوه كه در آنجا سكونت داشتند مستولى شد و اميرشان منديل بن عبد الرحمان را بكشت و پيكرش را بر باروى شهر بردار كرد .
ابن غانيه جماعتى مردان سپاهى به مزدورى گرفته بود چون از خدمت ملول شدند ،
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٠٥