تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
جانشين او شده است پس ابن زبر تير را بر بند بر نهادند و با سى و دو كشتى جنگى خود و ناوگان او در دريا به حركت آمدند . برادرانش يحيى و عبد اللّه و غازى نيز همراه او بودند . عم خود ابو زبير را امارت ميورقه داد و به سوى بجايه به راه افتادند و به هنگامى كه مردمش بىخبر بودند شب هنگام به شهر رسيدند . فرمانرواى بجايه السيد ابو الربيع بن عبد اللّه بن عبد المؤمن بود . براى برخى كارها در خارج شهر به مكانى به نام ايميلول رفته بود . اهل شهر هيچ ممانعتى نكردند و مهاجمان در ماه صفر سال 581 بر شهر مسلط شدند و السيد ابو موسى بن عبد المؤمن را در بند كشيدند . او از افريقيه مىآمد و آهنگ مغرب داشت . و هر چه در خانه‌هاى سادات موحدين بود همه را تاراج كردند . والى قلعه آهنگ مراكش داشت ، چون از اوضاع بجايه خبر يافت بازگشت تا به يارى السيد ابو الربيع پردازد . على بن [ اسحاق بن محمد بن ] غانبه به سوى آن دو راند و هر دو را منهزم ساخت و بر اموال و بنهء آنها مستولى گرديد . آن دو به تلمسان گريختند و در آنجا بر السيد ابو الحسن بن ابى حفص بن عبد المؤمن فرود آمدند و به استحكام و تعمير باروهاى تلمسان پرداختند و نزد او ماندند و از او خواستند حمله را آغاز كند . على بن اسحاق بن محمد بن غانيه هر چه از اموال بود تاراج كرد و ميان عربها و كسانى كه به آنان پيوسته بودند تقسيم كرد . سپس به الجزاير راند و آنجا را فتح كرد و يحيى بن اخى طلحه را بر الجزاير بر گماشت . سپس مازونه را گشود و به مليانه رفت و آن را تسخير نمود و يدر بن عايشه را بر آن امارت داد . به جانب قلعه در حركت آمد و سه روز آن را محاصره كرد و به جنگ بگشود . در مغرب نيز اعمالى درخشان نمود . آنگاه رهسپار قسنطينه شد . شهر در برابر او مقاومت ورزيد . گروههايى از عرب به ديدار او آمدند و بر او گرد آمدند . على بن محمد بن غانيه از آن يارى خواست عربها با حليفان خويش به ياريش آمدند . چون خبر به منصور كه در سبته بود و از جنگ باز مىگشت رسيد ، سپاهيان را در خشكى زير نظر السيد ابو زيد بن ابى حفض بن عبد المؤمن به حركت در آورد و منشور امارت مغرب اوسط را به نام او نوشت و ناوگانى از دريا فرستاد ، به سردارى احمد الصقلى و فرماندهى آن به ابو محمد بن ابراهيم بن جامع داد لشكرها به هر سو به جنبش آمدند . مردم الجزاير بر يحيى بن اخى طلحه و يارانش بشوريدند و السيد ابو زيد بر ياران ابن غانيه پيروز شد و در شلف كشتارشان كرد . ولى از سر خون يحيى بن طلحه در گذشت . يدر بن عايشه از مليانه شب هنگام خارج شده بود . سپاهى به تعقيبش رفتند و دريافتندش و او را پس از جنگى با بربرها به هنگامى كه مىخواستند در پناهش گيرند ، دستگير كردند و نزد السيد ابو زيد آوردند . ابو زيد به قتلش آورد . ناوگان به بجايه شتافت و مردم بر يحيى بن غانيه بشوريدند . يحيى نزد برادرش على گريخت . على سرگرم محاصرهء قسنطينه بود و اين به هنگامى بود كه محاصره را سخت كرده بود . السيد ابو زيد با سپاه خود به تكلات از حوالى بجايه فرود آمده بود و السيد ابو موسى را از زندان آزاد كرده بود . سپس در طلب دشمن به حركت آمد . على [ بن محمد بن