تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
المنصور به قفصه باز گرديد و مردم به حكم او گردن نهادند و هر كه از لشكريان در آنجا يافت بكشت . ابراهيم بن قراتكين را نيز بكشت ولى بر ديگر ياران ايشان منت نهاد و آزادشان نمود . بر مردم شهر منت نهاد و حكم مساقات املاكشان را به آنان باز گرداند . سپس به جنگ عربها رفت و محلات و احيائشان را تاراج نمود تا همه به فرمان او در آمدند و آنان كه هنوز بر سر خلاف و عصيان بودند چون قبايل جشم و رياح و عاصم - چنان كه گفتيم - به مغرب گريختند . و اين واقعه در سال 584 بود . ابن غانيه [ على بن اسحاق بن محمد بن على ] و قراقوش بار ديگر بسيج سپاه كردند تا به بلاد جريد حمله برند . ابن غانيه در يكى از نبردهايش با مردم نفزاوه در سال 584 هلاك شد . بدين گونه كه تيرى بر او آمد كه هلاكش در آن بود . در آنجا به خاكش سپردند . پس از چندى پيكرش را به ميورقه بردند و در آنجا دفن كردند . پس از او برادرش يحيى بن اسحاق بن محمد بن غانيه به حكومت رسيد . او نيز چون برادرش با قراقوش راه دوستى و يارى پيمود . قراقوش در سال 584 به موحدين گرويد و نزد ايشان به تونس رفت . السيد ابو زيد بن ابى حفص بن عبد المؤمن او را پذيرا گرديد و چند روز نزد او بماند سپس گريخت و به قابس از بنى سليم ستم بسيار روا داشت و در قصر العروسيين هفتاد تن از آنان را به قتل آورد . از آنان جمله بود محمود بن طوق ابو المحاميد و حميد بن جاريه ابو الجوارى . آنگاه به طرابلس لشكر برد و طرابلس را فتح كرد . به بلاد جريد باز گرديد و بر بيشتر آن مستولى شد . سپس ميان او و يحيى بن غانيه خلاف افتاد . يحيى لشكر بر سر او برد قراقوش فرصت غنيمت شمرد و به كوهستان پناه برد و در آنجا پنهان گرديد . سپس به صحرا گريخت و در ودان فرود آمد و پيوسته در آنجا بود تا يحيى بن غاييه ، پس از مدتى او را محاصره كرد . انتقامجويان دباب نيز بر ضد او اجتماع كردند . ابن غانيه او را منهزم ساخت بگرفت و بكشت . پسرش به موحدين پيوست و پيوسته در حضرت بود تا ايام المستنصر [ ابو يعقوب يوسف ثانى ] كه به ودان گريخت و فتنه‌ها انگيخت . به خبر باز مىگرديم : چون يحيى ابن غانيه بر جريد مستولى شد ، ياقوت از موالى قراقوش را به تسليم فرا خواند . التجانى در رحلهء خويش چنين روايت كرده . ياقوت به طرابلس رفت . ابن غانيه در طرابلس با او نبرد كرد و محاصره‌اش به دراز كشيد . ياقوت نيكو دفاع كرد . يحيى ناوگان ميورقه را فراخواند ، برادرش عبد اللّه با دو گروه از كشتيها به ياريش آمد . يحيى بر طرابلس مستولى گرديد و ياقوت را به ميورقه فرستاد . ياقوت همچنان در ميورقه در بند بود تا موحدين شهر را تسخير كردند . از اخبار ميورقه آنكه ، چون على بن غانيه به فتح بجايه آمد برادرش محمد و على بن زبرتير را در زندان همچنان بداشت . چون آن حوالى از فرزندان غانيه خالى گرديد و بسيارى از