مهدى در سال 526 هلاك شد . عبد المؤمن بن على كومى از اصحاب بزرگش به جاى او قرار گرفت . عبد المؤمن همهء مصامده را با هم متحد نمود و بارها به مراكش به غزا رفت .
در اندلس كار لمتونه به ضعف گراييد و كار موحدين در مغرب بالا گرفت .
در سال 537 على بن تاشفين بمرد . پسرش تاشفين بن على وليعهد او جانشين وى گرديد . ساكنان دو سوى آب - يعنى مغرب و اسپانيا - فرمانش را پذيرفتند و با او بيعت كردند .
عبد المؤمن سپاهى بزرگ به جبال مغرب كشيد و تاشفين بن على در دشتها لشكر به حركت آورد تا در تلمسان فرود آمد . عبد المؤمن و موحدين در مكانى به نام كهف ضحاك ميان دو صخره از كوه تيرنى و مشرف بر دشت ، با او نبرد آغاز كردند . در آنجا مدد صنهاجه از سوى يحيى بن عبد العزيز صاحب بجايه ، همراه يا سردارش طاهر بن كباب برسيد ، ولى سپاه مرابطين درهم شكست . طاهر كشته شد و صنهاجيان كشتار شدند و تاشفين بن على به وهران گريخت و قرار بر اين نهاده بود كه به يارى لب بن ميمون فرمانده ناوگان خويش از معركه جان به در برد ولى موحدين به شهر حملهاى سخت كردند و به قولى در سال 541 هلاك شد . موحدين بر مغرب اوسط تسلط يافتند و قبايل لمتونه را قتل عام كردند .
پس از هلاكت تاشفين بن على با پسرش ابراهيم در مراكش بيعت كردند و چون ناتوانش يافتند و عاجز خلعش كردند و با عم او اسحاق بن على بن يوسف بن تاشفين بيعت كردند . بدين منوال موحدين سراسر بلاد مغرب را از مرابطين ستاندند . اسحاق با جمعى از خواص قوم خود به نزد ايشان رفت . موحدين در مجلس عبد المؤمن همه را كشتند .
عبد المؤمن و موحدين در سال 551 به اندلس درآمدند و امراى لمتونه را درهم شكستند و بلادشان را تصرف كردند و آنان هر يك به سويى گريختند . بقاياى ايشان به جزاير شرقى يعنى ميورقه و منورقه و يابسه افتادند و بر اين حال ببودند تا بار ديگر در ناحيهء افريقيه دولتى تأسيس كردند . و اللّه غالب على امره .
خبر از دولت ابن غانيه از بازماندگان مرابطين و ملك و قدرت او در ناحيهء قابس و طرابلس و كشاكش او با موحدين و يارى كردن قراقوش ترك او را در كارش و آغاز كار و سرانجام او
فرمانروايى مرابطين از آغاز در كداله از قبايل ملثمين بود تا آنگاه كه يحيى بن ابراهيم بمرد .
ميانشان اختلاف افتاد و عبد اللّه بن ياسين را نيز رها كردند . و چنان بود كه عبد اللّه بن ياسين ترك دنيا كرد و رهبانيت اختيار نمود . در اين احوال يحيى بن عمرو ابو بكر بن عمر از بنى ورتانطق از خاندانهاى رياست لمتونه دعوت آغاز كردند و جمع كثيرى از قومشان نيز با ايشان يار شدند و با ديگر قبايل ملثمين جهاد آغاز نهادند . از مسوفه هم شمار بسيارى در دعوت مرابطين