تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

بازگشت به خبر ابن غانيه

چون على بن غانيه به طرابلس رسيد و با قراقوش ديدار كرد ، هر دو اتفاق كردند كه بر ضد موحدين دست يارى به هم دهند . ابن غانيه همهء اعراب بنى سليم و آنان را كه در برقه همجوارشان بودند استمالت كرد و به ميان ايشان رفت . همهء كسانى كه از فرمانبردارى موحدين انحراف جسته بودند چون قبايل جشم و رياح و اثبج از قبايل بنى هلال ، گرد او را گرفتند . ولى قبيلهء زغبه با آنان همرأى نشد و به موحدين گرويد . بقاياى قوم ابن غانيه از لمتونه و مسوفه از اطراف به او پيوستند و بدين گونه كارش استوارى گرفت و بار ديگر سيادت قوم را در اين سرزمين تجديد كرد و رسوم ملك تازه گردانيد و سپاه و سلاح گرد آورد و بسيارى از بلاد جريد را فتح كرد و دعوت عباسيان را بر پاى داشت . سپس پسر خود و كاتب خود عبد البر بن فرسان الاندلسى را كه از سواران سلحشور اندلس بود نزد خليفه الناصر لدين اللّه به بغداد فرستاد و از او مدد و يارى خواست . خليفه نيز براى او منشور فرستاد و در باب او و از ديوان خليفه نامه‌اى به مصر و شام به نايب خليفه در آن بلاد ، صلاح الدين يوسف بن ايوب ، صادر گرديد . چون نامه به مصر آمد صلاح الدين نيز نامه‌اى به قراقوش نوشت و همه در نشر دعوت عباسى دست اتحاد به هم دادند . ابن غانيه قراقوش را در محاصرهء قابس يارى داد و قراقوش قابس را از دست سعيد بن ابى الحسن به در آورد و يكى از موالى خود را بر آن گماشت و ذخاير خويش به آنجا حمل كرد به آن دو خبر رسيد كه مردم قفصه از فرمان ابن غانيه سر برتافته‌اند اين بار قراقوش به يارى او شتافت و قفصه را به جنگ بگشود . پس اين غانيه به توزر راند و قراقوش همچنان او را يارى مىكرد تا توزر را نيز فتح كرد . چون به المنصور [ ابو يوسف يعقوب ] خبر رسيد كه ابن غانيه و قراقوش در افريقيه چه كارها كرده‌اند و در بلاد جريد چه فتوحات ، در سال 583 از مراكش در حركت آمد تا آن مهم چاره سازد و آنچه را از او گرفته‌اند باز پس ستاند . پس به تونس داخل شد و بياسود و بر مقدمه السيد ابو يوسف يعقوب بن ابى حفص عمر بن عبد المؤمن را با عمر بن ابى زيد از اعيان موحدين روانه ساخت . ابن غانيه بر حسب قرار خويش با سپاه بيامد . موحدين شكست خوردند و عمر بن ابو زيد و جماعتى از ايشان منهزم شدند و على بن زبرتير با چند تن ديگر كشته شد و هر چه متاع و اموال داشتند به غارت رفت . مهاجمان به تونس راندند . المنصور يعقوب بار ديگر سپاه گرد آورد و در برابرشان مقاومت ورزيد . اين واقعه در ماه شعبان همان سال بود . اين بار ابن غانيه و قراقوش به جريعة الذقن وا پس نشستند . مردم قابس به شهرى كه از آن قراقوش بود به فرمان المنصور در آمدند و هر چه از ياران قراقوش در نزد آنها بود تسليم كردند و به مراكش بردند . المنصور آهنگ توزر نمود و توزر را محاصره كرد . در آنجا نيز مردم تسليم شدند و هر كه را از ياران ابن غانيه يافتند تسليم او كردند .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 200 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى