تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
شركت داشتند از اين رو در اين دولت از رياست بهره‌مند بودند . على بن يحيى المسوفى از رجال ايشان و دليرانشان بود و در نزد يوسف بن تاشفين به سبب مقامى كه در ميان قوم خود داشت صاحب منزلت بود . قضا را در كشمكشى كه ميان او و يكى از رجال لمتونه اتفاق افتاد لمتونى را بكشت و دو خاندان بر ضد هم قيام كردند و يحيى به صحرا گريخت . يوسف بن تاشفين خونبهاى مقتول را پرداخت و على را پس از چند سال از فرارگاهش بياورد و زنى از خاندان خود به او داد به نام غانيه . غانيه براى على بن يحيى دو فرزند آورد يكى محمد و يكى يحيى و اين دو در سايهء تربيت و كفالت او رشد يافتند . على بن يوسف بن تاشفين حق دوستى و خويشاوندى به جاى آورد و يحيى بن غانيه را امارت غرب اندلس داد و او را در قرطبه فرود آورد و محمد بن غانبه ، برادر ديگر را امارت جزاير شرقى ، ميورقه و منورقه و يابسه داد . اين وقايع در سال 520 اتفاق افتاد . از آن پس دولت مرابطين لمتونى منقرض شد و موحدين بر سر كار آمدند . از اندلس هيئتى به نزد عبد المؤمن آمد . عبد المؤمن ابو اسحاق بران بن محمد مصمودى از رجال موحدين را با آنان بفرستاد و او را فرمان نبرد با لمتونه داد . و مادر اخبار ايشان آورديم . ابو اسحاق اشبيليه را گرفت و خواستار اطاعت يحيى بن على بن غانيه شد و او را از قرطبه به جيان و قلعه آورد . و خود به غرناطه رفت تا هر كه را در آنجا از قبايل لمتونه زندگى مىكند به فرمان موحدين در آورد . يحيى بن على بن غانيه به سال 543 به هلاكت رسيد و او را در قصر باديس بن حبوس به خاك سپردند ولى محمد بن على بن غانيه همچنان به فرمانروايى خويش ادامه مىداد تا مرگش فرا رسيد و پسرش عبد اللّه به جانشينى او برگزيده شد . چون عبد اللّه بن محمد بن على بمرد برادرش اسحاق بن محمد بن على جانشين او شد . بعضى گويند كه اسحاق بعد از پدر خود محمد به حكومت رسيد . و او پدر را به سبب گرايشى كه به پسر ديگرش عبد اللّه داشت بكشت و گويند هر دو را با هم به قتل آورد . آنگاه خود زمام امور ملك به دست گرفت تا در سال 580 به هلاكت رسيد . بارى از محمد بن على هشت پسر بر جاى ماند : محمد و على و يحيى و عبد اللّه و غازى و سير و منصور و جباره . پس از او پسرش محمد به فرمانروايى رسيد . چون يوسف بن عبد المؤمن به اندلس رفت - در سال هشتاد - محمد اظهار اطاعت كرد ابن زبرتير را فرستاد تا پايه فرمانبردارى او بيازمايد چون على بن زبر تير رسيد برادرانش از اين عمل به خشم آمدند و او را گرفتند و در بند كشيدند . در اين هنگام على [ بن اسحاق ] بن محمد بن على زمام امور به دست گرفت و برادران در باز گردانيدن ابن زبرتير به نزد كسى كه او را فرستاده بود تعلل كردند و مانع رسيدن ابن زبر تير به كشتيها شدند . تا خبر يافتند كه خليفه يوسف العسرى [ 1 ] در اركش به هنگام جهاد به شهادت رسيده و پسرش يعقوب
هامش
[ ( 1 ) ] العشرى هم خوانده مىشود .