تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
را به فتح مغرب كشاند و در سال 448 به غزاى سوس رفت و ماسه و تارودنت و همهء دژها و جنگگاههايش را فتح كرد . آنگاه شهر اغمات را در سال 449 بگشود . امير آن لقوط بن يوسف بن على مغراوى به تادلا گريخت و از بنى يفرن كه در آنجا بودند يارى طلبيد . مرابطين پس از فتح بلاد مصامده در جبال درن در سال 450 در اطراف آن به پيشروى پرداختند . سپس آهنگ تادلا كردند و بر بنى يفرن فرمانروايان آنجا شكستى سخت وارد آوردند و لقوط بن يوسف بن على مغراوى صاحب اغمات را نيز با آنها به قتل آوردند . امير ابو بكر بن عمر لمتونى زن او زينب دختر اسحاق نفزاوى را كه به جمال و رياست اشتهار داشت به زنى گرفت . اين زن پيش از لقوط زوجهء يوسف بن على بن عبد الرحمان بن واطاس شيخ وريكه و هرزجه و هيلانه در دولت ايمقارن در بلاد مصامده بود . چون بنى يفرن بر وريكه تاختند و اغمات را گرفتند لقوط با اين زن - يعنى زينب - ازدواج كرد . چنان كه گفتيم پس از لقوط زينب را ابو بكر بن عمر به زنى گرفت . ابو بكر بن عمر مرابطين را به جهاد برغواطه فراخواند . آنان در تامسنا و انفا و اطراف ريف غربى بودند . ميان مرابطين و اينان يك سلسله جنگها بود كه در يكى از آنها در سال 450 عبد اللّه بن ياسين كشته شده بود . مرابطين پس از عبد اللّه بن ياسين ، ، سليمان بن عدو را برگزيدند تا در مسائل دينى به او رجوع كنند . ابو بكر بن عمر در ايام امارت خود همچنان قوم را به جهاد گسيل مىداشت تا آنگاه كه كارشان به پريشانى كشيد و اثر دعوتشان از مغرب بر افتاد و در يكى از جنگهايشان سليمان بن عدو نيز در سال 451 يك سال پس از عبد اللّه بن ياسين كشته شد . آنگاه ابو بكر بن عمر به جنگ لواته رفت و آن بلاد را به جنگ فتح كرد و هر كه از قبايل زناته در آنجا يافت بكشت . اين واقعه در سال 452 اتفاق افتاد . هنوز فتح مغرب را تمام نكرده بود كه شنيد ميان قبايل لمتونه و مسوفه در بلاد صحرا خلاف افتاده است . صحرا سرزمين اصل و منشاء آنان بود و منبع عدت و آلت آنها . ترسيد مبادا اختلاف بالا گيرد و پيوندش با آنجا گسسته گردد . چارهء كار را در آن ديد كه بدان صوب در حركت آيد . آنچه اين امر را تاكيد مىكرد حركت بلكين بن محمد بن حماد صاحب قلعه در سال 453 به پيكار با او بود . امير ابو بكر به سوى صحرا در حركت آمد و پسر عم خود يوسف بن تاشفين را بر امارت مغرب گماشت و از زوجهء خود زينب دختر اسحاق نيز جدا شد تا از آن يوسف گردد . و به قوم خود ملحق شد چون بيامد شكافى را كه در اثر آن فتنه پديد آمده بود به هم آورد و باب جهاد با سياهان را بگشود و بر حدود نود مرحله از بلادشان مستولى گرديد . يوسف بن تاشفين در اطراف مغرب درنگ كرد و بلكين بن محمد صاحب قلعه به فاس در آمد و از مردم گروگان گرفت تا سر به فرمان دارند ، سپس باز گرديد . در اين احوال يوسف بن تاشفين با لشكر خود كه همه از مرابطين بودند برفت و سراسر اقطار مغرب را زير پى سپرد .