مىكنند . آنان در جولانگاههاى خود از زمانهاى دور ، پيش از فتح اسلامى ، آن سان كه كس را از آغاز آن خبرى نيست ، مىزيستهاند . از واحههاى خويش به صحرا مىروند و در آنجا مراد خويش مىيابند و سپس به ارتفاعات و تلول باز مىگردند و از آنجا حبوب و خورش خويش را فراهم مىآورند . بسا به جاى حبوب كه دشوار به دست مىآيد از شير و گوشت چارپايان بهره مىبرند . زيرا از عمران به دورند و به تنها زيستن خو گرفتهاند و هر پيروزى كه حاصل كنند همه به قهر و غلبه است . اينان از حوالى حبشه كه همجوار آن بودند دور شدند و در سرزمينهايى كه ميان بلاد بربرها و بلاد سياهان است سكونت گزيدند . اين قوم لثام مىبندند يعنى با نقاب يا جزئى از دستار خويش بينى و اطراف آن را مىپوشانند . و بدين شعار از ديگر امم تميز داده مىشوند . بدين سبب ايشان را ملثم گويند . ملثمين را شمار در آن بلاد افزون گرديد و صاحب قبايل بسيار شدند چون لمتونه و مسوفه و تزيله [ 1 ] و تاركا و زغاوه و سپس لمطه .
اينان برادران صنهاجه بودند و همه بين درياى محيط در مغرب تا غدامس از ناحيهء جنوبى طرابلس و برقه زندگى مىكردند .
از آن ميان لمتونه را بطون بسيار است . چون بنى ورتنطق [ 2 ] و بنى نيال بنى مولان و بنى ناسجه . مواطن ايشان از بلاد صحرا و معروف بود به كاكدم . دين ايشان مجوسى بود ، چنان كه بربرهاى مغرب همه بر اين دين بودند . ملثمين در آن سرزمينها همچنان در جولان بودند و پس از فتح اندلس اسلام آوردند . رياست ايشان در ميان لمتونه بود . از آغاز دولت عبد الرحمان بن معاويهء معروف به الداخل داراى دولتى عظيم شدند كه به پادشاهانشان يكى پس از ديگرى به ارث رسيد . از ايشان بودند : تلاكاكين بن وركوت و اراكن بن ورتنطق جد ابو بكر بن عمر امير لمتونه در آغاز فرمانرواييشان عمر برخى از اين فرمانروايان به دراز كشيد چنان كه از هشتاد نيز در مىگذشت . آنان بلاد صحرا را زير پى سپردند و با امم سياهپوست به جهاد پرداختند تا آنان را به اسلام در آورند . برخى اسلام آوردند و برخى جزيه دادند و برخى دين خويش نگاه داشتند . مسلمانان نيز از ايشان جزيه پذيرفتند . پس از تلاكاكين كه از او ياد كرديم تيلوتان به امارت رسيد .
ابن ابى زرع گويد : نخستين كسى از لمتونه كه در صحرا فرمانروايى يافت تيلوتان بود . او بلاد صحرا را تصرف كرد و باج و خراجهاى سياهان را بستد . چون سوار مىشد صد هزار سوار بر اسبهاى راهوار با او در حركت مىآمدند . در سال 222 درگذشت . پس از او يلتان [ 1 ] به حكومت رسيد او نيز در سال 287 بمرد و پس از او پسرش تميم تا سال 306 فرمان راند .
صنهاجه او را به قتل آورد و اوضاعشان پريشان شد . پايان كلام ابن ابى زرع . ديگرى گويد :
از مشهورترين شاهان ايشان تينزوا پسر واشنيق پسر يزار بود . بعضى نوشتهاند : برويان پسر
هامش
[ ( 1 ) ] نقطه گذارى اين كلمه مشكوك و نا مطمئن است .
[ ( 2 ) ] در نسخهءB: ورتنطن .