تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
او از بزرگترين دول طوايف در اندلس بود . حبوس بن ماكسن در سال 429 درگذشت . پس از او پسرش باديس بن حبوس ملقب به المظفر به حكومت رسيد . او همچنان داعى آل حمود امراى مالقه بود ، بعد از بيرون رفتن ايشان از قرطبه . زهير عامرى صاحب المريه در سال 429 به جنگ او آمد . باديس در بيرون شهر غرناطه با او نبرد كرد و به هزيمتش داد و او را به قتل آورد . مدت فرمانروايى او به دراز كشيد و همهء ملوك طوايف دست يارى به سوى او دراز كردند . يكى از اين كسان كه از او يارى طلبيد محمد بن عبد اللّه البرزالى بود ، به هنگامى كه اسماعيل بن عباد با سپاه پدرش او را محاصره كرده بود . باديس با قوم خود به يارى او رفت . ابن بقنه سردار سپاه ادريس بن حمود صاحب مالقه نيز با او همراه بود . اين واقعه در سال 431 اتفاق افتاد . سپاه ابن بقنه از راه باز گرديد . اسماعيل بن عباد را طمع افزون شد و خود را به باديس و قومش رسانيد و جنگ در پيوست در اين جنگ اسماعيل شكست خورد و اسماعيل را تسليم او كردند . صنهاجيان او را كشتند و باديس سرش را نزد ابن حمود فرستاد . القادر بن ذى النون صاحب طليطله نيز از باديس و قوم او براى دفع تطاولهاى ابن عباد و يارانش يارى مىخواست . اين باديس بن حبوس همان كسى است كه غرناطه را به صورت شهر در آورد و قلعهء آن را پى افكند و در آن قصرها ساخت و دژهاى استوار بر آورد . آثار او در بناها و قصور غرناطه هنوز هم برجاست . باديس به هنگام انقراض دولت بنى حمود در سال 449 بر مالقه مستولى گرديد و آن را بر قلمرو خويش در افزود . باديس در سال 467 بمرد . در اين هنگام دولت يوسف بن تاشفين نيز وسعت و قدرت يافته بود . پس از باديس نوادهء او عبد اللّه بن بلكين بن باديس به حكومت رسيد و بر المظفر غلبه يافت . برادر خود تميم را منشور امارت مالقه داد و كارش استقامت يافت . تا آنگاه كه يوسف بن تاشفين از آب بگذشت و آن حركت معروف است و در اخبار او مذكور . يوسف بن تاشفين در سال 483 به غرناطه رفت و عبد اللّه بن بلكين را بگرفت و اموال و ذخاير او را بستد . برادرش تميم را نيز از مالقه بياورد و هر دو را با خود به اين سوى آب آورد . عبد اللّه و تميم در سوس اقصى مسكن گزيدند و به ايشان جايى را به اقطاع داد تا هر دو در ايالت او جان به جان آفرين تسليم كردند بنى النامسى از خاندانهاى طنجه در اين عهد پندارند كه از اعقاب ايشان هستند و حال آنكه دولت تلكاته صنهاجى در افريقيه و اندلس به كلى بر افتاده است . و البقاء للّه وحده .

طبقهء دوم از صنهاجه و ايشان ملثمين هستند و سخن از ملك و دولت ايشان در مغرب

اين طبقه از صنهاجه ملثمين هستند كه در باديهء آن سوى ريگستانها در صحراى جنوب زندگى