آنگاه سپاه او رهسپار قسنطينه شد . احوال ابو يكنى [ 1 ] پريشان شد و به دژى در كوه اوراس رفت و در آنجا تحصن گرفت . در اين احوال صليل بن الاحمر از رجال اثبج به قسنطينه آمد و با منصور در نهان به گفتگو پرداخت كه با گرفتن مالى دست او را بر قسنطينه گشاده دارد .
منصور بپذيرفت و صليل بر قسنطينه مستولى شد . ابو يكنى در دژ خود در كوه اوراس ماند ولى پى در پى قسنطينه را مورد حمله قرار مىداد . تا آنگاه كه لشكر بر سرش فرستادند و او را در قلعه محاصره كردند . سپس حمله آوردند و كشتندش . بنى ومانوا يكى از احياء زناته بود قومى متحد و نيرومند . رياست زناته در ميان آنان بود . رئيس ايشان در عهد منصور ماخوخ نام داشت .
ميان او و آل حماد خويشاوندى سببى بود و يكى از دختران ايشان زوجهء ناصر بن علناس بود و ديگرى در نزد منصور بن ناصر بود .
چون ميان منصور و قوم آن دو زن خلاف افتاد ، منصور خود با جماعاتى از صنهاجه به جنگ ايشان رفت . ماخوخ نيز لشكرى از زناته گرد آورد و نبرد در گرفت . منصور منهزم شد و به بجايه گريخت و خواهر ماخوخ را كه زن او بود بكشت و اين امر سبب مستحكم شدن نفرت ميان ماخوخ و او گرديد . ماخوخ به امراى تلمسان پيوست و ايشان از قبايل لمتونه بودند ماخوخ ايشان را به جنگ بلاد صنهاجه برانگيخت . اين امر سبب حركت منصور به تلمسان گرديد . چون يوسف بن تاشفين مغرب را گرفت و نيرومند شد چشم طمع به تلمسان دوخت ، پس فرمانرواى تلمسان كه يكى از فرزندان يعلى بن محمد بود ، در سال 474 بر آنجا غلبه يافت . - چنان كه خواهيم گفت - و محمد بن تينعمر المسوفى را امارت آن ديار داد و آنجا را مرز قلمرو خويش قرار داد . آنگاه بلاد صنهاجه و ثغور ايشان را مورد حمله قرار داد . منصور بن ناصر لشكر بر سر او كشيد و ثغور او ويران ساخت و دژهاى ماخوخ از بن بركند و بر او سخت گرفت . يوسف بن تاشفين نزد او كس فرستاد و با او مصالحه نمود . منصور بن ناصر بدين گونه دست مرابطين را از بلاد صنهاجه كوتاه كرد ولى بار ديگر مرابطين تطاول آغاز نهادند .
منصور پسر خود امير عبد اللّه را گسيل داشت . مرابطين چون بشنيدند دست از بلاد او برداشتند و به مراكش بازگشتند . او نيز به مغرب اوسط راند و بلاد بنى ومانوا را سخت مورد حمله قرار داد . و برخى شهرها را محاصره كرد و بگشود و اين كار را چند بار ادامه داد تا عاقبت از تقصير مردم بگذشت و نزد پدر باز گرديد . سپس ميان ناصر و ماخوخ فتنه افتاد . خواهر او را كشت و پسر ماخوخ به تلمسان باز گرديد . ابن تينعمر صاحب تلمسان در اين كار ياريش كرد و لشكر به الجزاير بردند و دو روز پيكار كردند قضا را محمد بن تينعمر صاحب تلمسان بمرد .
يوسف بن تاشفين به جاى او برادرش تاشفين بن تينعمر را امارت داد . تاشفين بن تينعمر به اشير لشكر برد و آنجا را فتح كرد . منصور با سپاهيان خود و نيز همهء صنهاجه و احياء عرب
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءD: بنى ابى بكنى و درA: ابن ابى يكى .