آنگاه منصور بن بلكين به رقاده رفت و عبد اللّه بن الكاتب عامل خود و عامل پدرش بر قيروان را به سبب خلافى كه از او سر زده بود و به سعايتهاى ديگران در بند كشيد تا در سال 379 هلاك شد . به جاى او يوسف بن ابى محمد را بر گماشت و چون در ميان كتامه شورشهايى رخ مىداد پى در پى بر سرشان تاخت آورد و كشتارشان كرد تا همه به فرمان او گردن نهادند و او از سوى خود بر ايشان عمالى معين كرد . از جمله برادر خود حماد را امارت اشير داد زناته نيز همچنان در فتنه انگيزى بود ، تا آنگاه كه سعيد بن خزرون در سال 379 اظهار اطاعت كرد . منصور بپذيرفت و اكرامش كرد و دختر خويش به او داد او را امارت طبنه داد و او تا سال 381 در آنجا فرمان مىراند چون بمرد پسرش فلفول بن سعيد به جايش نشست .
در سال 379 ابو البهار بن زيرى خلاف آشكار كرد . منصور بر سر او لشكر كشيد و به تاهرت رفت . ابو البهار به مغرب گريخت . منصور مردم تاهرت را امان داد و از پى ابو البهار روان شد و برفت تا لشكرش در سختى افتاد . اشارت كردند كه باز گردد و باز گرديد . ابو البهار نزد محمد بن ابى عامر صاحب اندلس كس فرستاد و از او يارى طلبيد و پسر خود را در نزد او به گروگان فرستاد . منصور به زيرى بن عطيهء زناتى كه به امويان اندلس دعوت مىكرد نامه نوشت .
زيرى بن عطيه در فاس بود . منصور از او خواست كه به ابو البهار دست اتحاد دهد . زيرى بن عطيه بپذيرفت و به ياريش برخاست . بدر بن يعلى با هر دو جنگيد آن دو ، بدر را شكست دادند و فاس و اطراف آن را گرفتند ولى در سال 382 ميانشان خلاف افتاد و ابو البهار به ميان قوم خود باز گرديد و در همان سال نزد منصور به قيروان شد . منصور اكرامش كرد وصله داد و او را به اكرام فرود آورد و امارت تاهرت را به او داد . منصور در سال 385 درگذشت .
دولت باديس بن المنصور
چون منصور بن بليكين درگذشت پسرش باديس زمام امور ملك به دست گرفت عم خود يطوفت را امارت تاهرت داد و لشكر به جنگ زناته برد . سرداران اين سپاه دو عم او يطوفت و حماد بودند . هر دو از زناته شكست خوردند و به اشير باز گرديدند . خود در سال 389 به جنگ زيرى بن عطيه در حركت آمد و به مغرب رفت و عم خود يطوفت را حكومت تاهرت و اشير داد ولى ديگر عموهاى او ماكسن و زاوى و حلال و معنين و عرم بريطوفت بشوريدند لشكرگاه او را تاراج كردند . يطوفت از چنگشان بگريخت . در اين حال بود كه ابو البهار به نزد او آمد و از اعمال آنان اظهار بيزارى نمود . سلطان باديس به جنگ فلفول بن سعيد پرداخت - و ما در اخبار بنى خزرون از آن ياد خواهيم كرد - و عم خود حماد را به جنگ بنى زيرى برادرانش فرستاد .
بنى زيرى دست اتحاد به فلفول بن سعيد دادند و به جنگ حماد پرداختند . حماد آنان را شكست داد و ماكسن را بگرفت و طعمهء سگان نمود و پسران او محسن و باديس را نيز بكشت . ابن حزم اين گونه نقل كرده است .