تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
را آزاد كردند . آن سان كه افريقيه ويران گرديد . در سال 449 معز بن باديس با مونس بن يحيى الصنبرى امير رياح و در پناه او از قيروان بيرون آمد و در پناه او به مهديه رسيد . البته در اين معامله دختر خود را به مونس داده بود . معز در مهديه نزد پسر خود تميم كه پيش از اين امارت آن شهر يافته بود فرود آمد و عربها به قيروان در آمدند و سراسر آن را تاراج كردند . معز در مهديه اقامت گزيد و شورشيان در بلاد بيداد مىكردند . حمو بن مليل برغواطى بر شهر صفاقس دست يافت و در سال 451 آنجا را تصرف كرد . سوسه نيز به خلاف او برخاست و مردم به شورا شهر خود را اداره مىكردند . تونس عاقبت در قلمرو ناصر بن علناس بن حماد صاحب قلعه قرار گرفت و او عبد الحق بن خراسان را بر آنان امارت داد ، او نيز دعوى استقلال كرد و پس از او حكومت به پسرش رسيد . مونس بن يحيى بر قابس دست يافت و عامل آن معز بن محمد صنهاجى از آنجا برفت و پس از او برادرش ابراهيم . و ما از آن سخن خواهيم گفت . دولت آل باديس روى در سراشيب زوال نهاد و چنان كه خواهيم گفت ميان شورشيان تقسيم شد . معز بن باديس در سال 454 جهان را وداع گفت . و اللّه اعلم .

دولت تميم بن المعز

چون معز بن باديس بمرد پسرش تميم جانشين او گرديد . عرب در افريقيه بر او غلبه كرد و او جز همان قسمتى كه با روى شهر بر آن احاطه داشت هيچ نداشت . اما با اين وضع باز هم ميانشان اختلاف مىافتاد و گاه يكى بر ديگرى غلبه مىيافت . حمو بن مليل برغواطى صاحب صفاقس لشكر به سوى او برد و تميم به جنگ او بيرون آمد حمو از عرب يارى خواست ولى در برابر تميم شكست خورد . اين واقعه در سال 455 اتفاق افتاد . تميم از آنجا به سوسه رفت و سوسه را بگشود سپس لشكر به تونس فرستاد و احمد بن خراسان را در آنجا به محاصره افكند تا سر به فرمان تميم نهاد . آنگاه لشكر به قيروان برد . پيش از اين قائد بن ميمون الصنهاجى از سوى معز بن باديس سه سال امارت قيروان داشت سپس هواره در آنجا او را مغلوب كردند و او به مهديه رفت . تميم او را به مقر حكومت خود باز گردانيد ولى او در سال ششم امارتش علم مخالفت بر افراشت و با ناصر بن علناس صاحب قلعه اظهار دوستى كرد و باب مكاتبه بگشود . تميم لشكر بر سر او فرستاد . ابن ميمون پايدارى نتوانست قيروان را تسليم كرد و خود به ناصر بن علناس پيوست . آنگاه پس از شش سال نزد حمو بن مليل برغواطى به صفاقس رفت . او قيروان را از يبقى بن على امير زغبه برايش بخريد و او را به امارتش برگزيد او قيروان را در سال 470 استوارى بخشيد . در اثناء اين احوال ميان ناصر بن علناس صاحب قلعه و تميم بن معز كشاكش بود و آتش بيار اين معركه عربها بودند . آنان ناصر را بر ضد او بر مىانگيختند و او سپاه خود به بلاد افريقيه مىبرد و گاه برخى از شهرها را مىگرفت و آنگاه تميم آنان را واپس مىراند .