ميانشان تقسيم شد و با زن دادن و زن گرفتن رابطهء دو خاندان مستحكم گرديد . از آن پس مملكت صنهاجه به دو دولت تقسيم شد : دولت خاندان المنصور بن بلكين يا دولت اصحاب قيروان و دولت حماد بن بلكين يا دولت اصحاب قلعه .
المعز در سال 432 لشكر بر سر حماد به قلعه برد و چند سال آن را محاصره نمود سپس بازگشت و از آن پس ميانشان فتنهاى برنخاست در سال 410 زاوى بن زيرى - چنان كه گفتيم - از اندلس باز گرديد . المعز به نحو شايستهاى استقبالش كرد و پياده بر او سلام كرد . و در قصرها براى فرود آمدنش فرشها گسترد و اموال و هداياى بسيار و نفيس تقديم كرد . دولت المعز در افريقيه و قيروان مدت گرفت و آن بزرگترين و شكوهمندترين دولت بربرهاست در افريقيه .
ابن الرقيق در باب ضيافتها و هدايا و مراسم تدفين و عطاياى آن دولت با چشم خود چيزهاى شگرفت ديده است . مثلا هديهء صندل عامل با غايه صد بار بوده و برخى از بزرگان را تابوت از عود هندى بوده با ميخهاى طلا . و باديس ، فلفول بن مسعود الزناتى را يك بار پول و هشتاد تخت جامه داد و ده يك خراج برخى اعمال ساحل در ناحيهء صفاقس پنجاه هزار قفيز بوده است و از اين گونه اخبار .
ميان المعز بن باديس و زناته جنگهايى بود كه در همهء آنها پيروزى از آن او بود .
المعز بن باديس از مذهب شيعه انحراف جست و به سنت گرايش داشت . در آغاز حكومتش مذهب خود اعلام كرد و شيعيان را لعنت نمود . سپس هر كس از آنان را يافت بكشت . روزى اسبش بر زمينش زد و او از ابو بكر و عمر يارى خواست و نام آن دو بر زبان آورد . چون مردم شنيدند در حال بر ضد شيعه بشوريدند و آنان را قتل عام كردند . داعيان شيعه نيز در آن روز كشته شدند . خلفاى شيعه كه در قاهره بودند به خشم آمدند . وزير ايشان ابو القاسم على بن احمد الجرجرائى با پيامهايى او را از چنين اعمالى بر حذر داشت و او نيز به كنايه خلفاى فاطمى را ناسزا گفت . عاقبت ميانشان تيره شد . تا آنجا كه معز بن باديس نام خلفاى شيعه را در سال 440 از خطبه بينداخت و از طرازها و سكهها محو كرد و به نام القائم بامر اللّه خليفهء عباسى خطبه خواند . القائم نيز نامه و منشور امارت او را همراه ابو الفضل بن عبد الواحد التميمى به قيروان فرستاد . خليفهء علوى مصر المستنصر نيز او را به اعراب بنى هلال كه از قرمطيان بودند گوشمال داد . اينان قبايل رياح و زغبه و اثبج بودند و اين اقدام با مشاركت وزيرش ابو محمد حسن بن على اليازورى بود و ما در اخبار عرب و دخول ايشان به افريقيه از آن ياد كرديم .
اين عربها به بلاد افريقيه داخل شدند و كاروانها را زدند و روستاها را غارت كردند .
معز بن باديس به دفعشان لشكر فرستاد . لشكرش را منهزم ساختند . خود قدم در ميدان كارزار نهاد و در كوه حيدران با آنان روياروى شد ولى شكست خورد و به قيروان پناه برد . محاصرهاش كردند و سخت در تنگنايش نهادند و در همه جا دامنهء كشتار و تاراجشان گسترده شد و رعايا
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: ابن خلدون
ص١٦١