خبر از اوربه از بطون برانس و سرگذشت ايشان در جنگهاى رده و شورشها و دعوت به نام ادريس بزرگ
در زمان فتح ، بطونى از بربر كه صاحب كثرت بودند اوربه و هواره و صنهاجه و كتامه بودند از برانس ، و نفوسه و زناته و مطغره و نفزاوه از بربرهاى ابتر . روزگاران فتح تقدم با اوربه بود كه هم به شمار بيش بودند و هم به نيرو افزون . آنان از فرزندان اورب بن برنساند . و بطون بسيار چون لجايه و انفاسه و زنيجه و زهكوجه و مزياته و رغيوه و ديقوسه . امير ايشان به هنگام فتح سكرديد بن زوفى بن بارزت بن بزريات بود . مدت هفتاد و سه سال بر آنان فرمان راند و فتح اسلامى را درك كرد و در سال 71 هجرى بمرد . پس از كسيلة بن لمزم [ ( 1 ) ] اوربى به امارت رسيد . كسيله امير همهء برانس بود . چون ابو المهاجر در سال 55 در تلمسان فرود آمد كسيلة بن لمزم با جماعاتى از اوربه و غير ايشان در مغرب اقصى گريزان مىزيست . ابو المهاجر بر او دست يافت و اسلام بر او عرضه كرد اسلام آورد . ابو المهاجر او را برهانيد و در حق او نيكى كرد و در زمرهء اصحاب خود در آورد .
چون بار دوم در ايام حكومت يزيد به سال 62 ، عقبه به امارت مغرب برگزيده شد به سبب دوستى كسيله با ابو المهاجر از او كينه به دل گرفت . ابو المهاجر از عقبه خواست كه كسيله را بنوازد ولى او نپذيرفت و لشكر به مغرب برد . بر مقدمهء سپاه او زهير بن قيس البلوى بود . او سراسر مغرب را زير پى سپرد . ملوك بربر و فرنگانى كه به ايشان پيوسته بودند در زاب و تاهرت با او رويا روى شدند . عقبه همه را در هم شكست . يوليان امير غماره سر به فرمان آورد عقبه او را بنواخت و هداياى او بپذيرفت . يوليان او را به پناهگاههاى بربرها راهنمايى كرد و او تا سوس و آن سوى سوس كه مجالات ملثمين بود پيش تاخت و بسيارى غنايم و اسير به چنگ آورد . عاقبت به ساحل دريا رسيد و پيروزمند باز گرديد .
عقبه در اين جنگ كسيله را سخت مورد اهانت قرار داد . در حالى كه كسيله در بند او بود . روزى او را گفت كه گوسفندى را كه در برابرش بود پوست بكند . كسيله آن را به غلامان خود حواله كرد ولى عقبه مىخواست كه اين كار را او به دست خود به پايان برد از اين رو بر او بانگ زد . كسيله خشمگين برخاست و به سوى گوسفند رفت . هر بار كه دست بر گوسفند مىشود بر ريش مىكشيد . عربهايى كه در آنجا بودند گفتند : اى بربرى اين چه كارى است كه مىكنى ؟
گفت براى موى فايده دارد . پيرى از عربها كه در آنجا بود گفت كه اين بربرى شما را تهديد مىكند . اين خبر به ابو المهاجر رسيد ، عقبه را از آزار او منع كرد و گفت : رسول خدا ( ص ) جباران عرب را به مهربانى جلب مىكرد و تو مردى جبار را در ميان قومش كه هنوز زمانى دراز نيست كه از شرك بازگشته است اين سان مىآزارى و دلش را از اسلام جدا مىسازى و
هامش
[ ( 1 ) ] نسخهءBدر اينجا : لمرم .