تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
محمد بن اسحاق به برادرش حيون رسيد و در اعقاب او باقى ماند در ايام حكومت بنى عبد الواد بر مغرب اوسط به دو پيوستند . ابو تاشفين يكى از ملوك ايشان ، يعقوب بن حيون را به فرمانروايى بر بنى توجين ، هنگامى كه بر آنان غلبه يافته بود ، بر گماشت . او نيز اين مأموريت را به خوبى انجام داد و بلاد ايشان را زير پى سپرد و عزيزانشان را ذليل ساخت . و بدان هنگام كه بنى مرين بر بنى عبد الواد در مغرب اوسط غلبه يافتند ، سلطان ابو الحسن ، عبد الرحمان بن يعقوب را بر آن قبيله امارت داد . و بعد از او عمش عبد الرحمان سپس پسرش محمد بن عبد الرحمان بن يوسف اين مقام يافت . بعدها اين قبيله متلاشى شد و ساكنان جبل از عمال دولت بنى عبد الواد آسوده شدند و از اجحافات ايشان در گرفتن باج و خراج رهايى يافتند و خاندان بنى اسحاق نيز منقرض گرديد و تا به امروز وضع بر همين منوال است . و اللّه وارث الارض و من عليها .

خبر از ازداجه و مسطاسه و عجيسه از بطون برانس و وصف احوال ايشان

ازداجه كه آنان را وزداجه نيز مىگويند از بطون برانس هستند بسيارى از نسب شناسان بربر آنان را از بطون زناته مىدانند . بعضى گويند كه ازداجه از زناته‌اند و وزداجه از هواره و آن دو ، دو بطن جدا از يك ديگرند با شمار بسيار . مواطنشان در مغرب اوسط ، در ناحيهء وهران بود . مردمى نيرومند بودند و در فتنه‌ها و جنگها صاحب آثار . مسطاسه نيز در آنان مندرج بودند و با آنان مىزيستند . بعضى آنان را در شمار بطون ايشان آورده‌اند و بعضى گويند كه ايشان برادراند زيرا مسطاس برادر وزداج است و خدا داناتر است . از رجال ايشان كه داراى نام و آوازه است ، شجرة بن عبد الكريم المسطاسى است و يكى هم ابو دليم بن خطاب . ابو دليم از ساحل تلمسان از آب گذشت و به اندلس رفت . پسرانش را آنجا شهرتى است و در ميان فقهاى قرطبه داراى مكانت . از بطون ازداجه بنى مسقن ( يا مسكن ) بود كه مجاور وهران بودند . از رجال دولت اموى محمد بن ابى عون و محمد بن عبدون بودند كه به بندر وهران فرود آمدند از ازداجه‌اند . اينان با بنى مسكن توطئه كردند و مدت هفت سال وهران را در تصرف داشتند و در آنجا دعوت اموى را بر پاى داشتند . چون دعوت شيعه آشكار شد ، عبيد اللّه المهدى تاهرت را گرفت و دواس بن صولات اللهيعى منسوب به قبيله‌اى از كتامه - را بر آن ديار امارت داد ، بربرها نيز به دعوت ايشان گردن نهادند . دواس به محاصرهء وهران فرمان داد . در سال 297 سپاهيان او رهسپار وهران شدند و با بنى مسكن در نهان گفتگو كردند . ايشان دعوتشان را اجابت كردند محمد بن ابى عون بگريخت و تسليم دواس بن صولات شد . و هران به تاراج رفت و به آتش سوخته شد . دواس ، شهر را از نو بساخت و محمد بن ابى عون به مقر امارت خويش باز گرديد و شهر