پسر عمش مصاله همچنان در سايهء دولت اموى بماندند . تا آنگاه كه المظفر بن ابى عامر به مغرب رفت و - چنان كه گفتيم - يصل بن حميد امارت سجلماسه يافت .
سپس رياست مكناسه در بر العدوه ميان بنى ابى يزول تقسيم شد و قبايل مكناسه هم به انقسام آن منقسم شدند . رياست مكناسه در مواطن سجلماسه و حوالى آن به بنى واسول بن مصلان بن ابى يزول رسيد و رياست مكناسه در تازى و تسول و ملويه و مليله به بنى ابى العافية بن ابى تاسل بن ابى الضحاك بن ابى يزول تعلق گرفت - هر يك از اين دو فريق را در اسلام دولتى است و حكومتى و چنان كه خواهيم گفت در شمار ملوك در آمدهاند .
خبر از دولت بنى واسول ملوك سجلماسه و اعمال آن در مكناسه
ساكنان مواطن سجلماسه كه از قبايل مكناسه بودند در آغاز اسلام از خوارج صفريه بودند .
اين مذهب را از پيشوايان عرب خوارج و رؤساى ايشان كه به مغرب آمدهاند آموخته بودند خوارج ، فتنهها بر پا كردند و سراسر مغرب را آشوب ميسرهء خارجى فرا گرفت . چون قريب به چهل تن از رجالشان بدين كيش گردن نهادند سر از فرمان خلفا بر تافتند و عيسى بن يزيد الاسود ، از موالى عرب و از رؤساى خوارج را بر خود امير ساختند و در سال 140 هجرى شهر سجلماسه را پى افكندند و ديگر قبايل مكناسه كه در آن ناحيه زندگى مىكردند به آن دين در آمدند . پس از چندى بر امير خود عيسى خشم گرفتند و دستهايش را از پشت بستند و بر سر كوهى نهادند تا در سال 155 به هلاكت رسيد . پس از او بر بزرگشان ابو القاسم سمكو بن واسول بن مصلان [ 1 ] بن ابى يزول گرد آمدند .
پدر سمكو [ 2 ] از حاملان علم بود و به مدينه رفته و تابعين صحابه را ديده بود و از عكرمه غلام ابن عباس علم آموخته بود . عريب بن حميد در تاريخ خود از او ياد كرده است .
او را مواشى بود و او بود كه با عيسى بن يزيد بيعت كرد . و قوم خود را به اطاعت او واداشت .
قوم نيز با او بيعت كردند و پس از او آيين او بر پاى داشتند . او در سال 167 پس از دوازده سال فرمانروايى ناگهانى بمرد . از خوارج و اباضى و صفرى بود . در قلمرو خويش به نام المنصور و المهدى عباسى خطبه خواند . چون هلاك شد خوارج پسرش را بر خود امير ساختند .
او را الوزير مىخواندند . سپس در سال 174 بر او بشوريدند و خلعش كردند و به جاى او برادرش اليسع بن ابى القاسم را كه ابو منصور كنيه داشت به امارت برداشتند . ابو منصور همچنان به فرمانروايى مشغول بود . با روى سجلماسه را در سال سى و چهارم حكومتش بنا كرد . او نيز اباضى و صفرى بود . در عهد او پادشاهيشان در سجلماسه نيرومند شد و او بود كه بناى سجلماسه را را به پايان رسانيد و در استوارى آن سعى كرد و در آن آب انبارها و قلعهها بنا كرد . در اواخر
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىAوB: مصلات .
[ ( 2 ) ] در بعضى نسخ : ابو سمقويا ابو سمكو به نظر مىرسد .