تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
زواغ . از فرزندان دمر است . بنى سمكان كه در قبايل ديگر پراكنده‌اند . جمعى از آنان در بيابانهاى نواحى طرابلس پراكنده‌اند . آنان را كوهستانى است كه به نام ايشان معروف شده است . همچنين در حوالى قسنطينه نيز جماعاتى از زواغه هستند . همچنين در جبال شلف ، بنى واطيل زندگى مىكنند و در نواحى فاس جماعاتى ديگر . و للّه لخلق و الامر .

خبر از مكناسه و ديگر بطون و رصطيف و دولتهايى كه مكناسه را بود در مغرب و آغاز كار و سرانجام احوالشان

و رصطف بن يحيى ، برادر اجانا بن يحيى و سمكان بن يحيى را سه بطن بود : مكناسه و رتناجه و اوكته . بعضى به جاى اوكته مكنه گويند . بنى ورتناجه را چهار بطن است : سدرجه و مكسته و بطالسه و كرنيطه [ 1 ] . سابق و ياران او هناطه و فولاله را نيز افزوده‌اند . نيز از بطون مكنه شمرده شوند : بنى يصلتن و بنى تولالين و بنى ترين [ 2 ] و بنى جرتن [ 3 ] و بنى فوغال و مكناسه را نيز داراى بطون بسيار مىدانند : صولات و بنى حوات و بنى ورفلاس [ 4 ] و بنى وريدوس و قنصاره و ونيفه و وريفلته . بطون ورصطف هم مندرج در بطون مكناسه‌اند . مواطن ايشان بر كنارهء رود ملويه است از بالاى اين رود در سجلماسه تا مصب آن در دريا و ما بين اين دو از نواحى تازى و تسول . رياست همهء ايشان در بنى ابى يزول بود و نام او مجدول بن تافريس بن فراديس بن و نيف بن مكناس . جمعى از ايشان به هنگام فتح اندلس ، به آن سوى آب رفتند . ايشان را در اندلس رياست بود و شمارشان بسيار . از آن ميان شقيا بن عبد الواحد در سال 151 بر ضد عبد الرحمان الداخل خروج كرد و در شتتمريه پناه گرفت و به نام خود دعوت كرد . خود را به حسن بن على انتساب مىداد و عبد اللّه بن محمد نام داشت و به الفاطمى ملقب بود . ميان او و عبد الرحمان الداخل جنگهايى بود . تا آنگاه كه عبد الرحمان بر او پيروز شد و آثار دعوتش را محو نمود . از رجال ايشان در عهد دولت شيعه مصالة بن حبوس بن منازل بود . او به عبيد اللّه الشيعى پيوست و از بزرگترين سرداران و اولياء او شد و امارت تاهرت يافت و براى او مغرب و فاس و سجلماسه را بگشود . چون مصاله به هلاكت رسيد . برادرش يصلتن بن حبوس در ولايت تاهرت و مغرب جانشين او شد . او نيز بمرد و پسرش حميد به جايش نشست . حميد از مذهب شيعه رخ بر تافت و به نام عبد الرحمان الناصر دعوت كرد و با بنى خزر امراى جراوه بر فرمانروايى مروانيان همرأى شد . سپس به اندلس رفت و در ايام الناصر و پسرش الحكم برخى امارات يافت از جمله امارت تلمسان . چون حميد درگذشت پسرش يصل [ 5 ] بن حميد و برادرش فياطن بن يصلتن و على
هامش
[ ( 1 ) ] نقطه گذارى اين كلمه در نسخه‌هاى خطى مختلف است . [ ( 2 ) ] در نسخهءB: يزين . [ ( 3 ) ] در نسخهءC: جوتق . [ ( 4 ) ] در نسخه‌هاىAوC: ورقلاس . [ ( 5 ) ] در چند نسخهء خطى : فضل و نصل نوشته شده .