تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
مغراوه و بنى يفرن رسيد و ما به ذكر دولت ايشان خواهيم پرداخت . و الامر للّه وحده و له البقاء . سبحانه و تعالى .

خبر از دولت بنى ابى العافية ملوك تسول از مكناسه و آغاز كار و دگرگونيهاى احوالشان

قبيلهء مكناسه از كوچندگان بودند و در مواطن ملويه و كرسيف و مليله و متعلقات آن از ارتفاعات در نواحى تازى و تسول و لكائى مىزيستند . رياست همهء آنها با ابو باسل بن ابى الضحاك بن ابى يزول بود . اينان شهر كرسيف و رباط تازى را پى افكندند و از آغاز فتح بر اين حال بودند . در قرن سوم ، رياستشان بر مصالة بن حبوس و موسى بن ابى العافية بن ابى باسل قرار گرفت . در ايام موسى بن ابى العافية كارشان بالا گرفت و نيرومند شدند و بر قبايل بربر در اطراف تازى تالكائى غلبه يافتند . ميان ايشان و ادريسيان ملوك مغرب فتنه‌ها و جنگها بود و چون دولتشان روى در سراشيب پيرى نهاد بنى ابى العافية بسيارى از ضواحى آن را در تصرف خود آوردند . چون عبيد اللّه بر مغرب مستولى گرديد و قدرت و توان يافت اينان از بزرگترين ياران و پيروان او بودند و مصالة بن حبوس بزرگترين سردار لشكر كش او بود و امارت شهر تاهرت و مغرب اوسط را به او داد . چون مصاله در سال 305 به مغرب لشكر برد و بر فاس و سجلماسه غلبه يافت و از كار مغرب بپرداخت و يحيى بن ادريس را از تخت امارتش در فاس به زير آورد . و به فرمان عبيد اللّه المهدى در آورد . و بار ديگر به امارت فاس ابقا كرد ، پسر عم خود موسى بن ابى العافيه امير مكناسه را فرمانروايى سراسر ضواحى و شهرهاى مغرب داد و اين افزون بر قلمرو حكم او در تسول و تازى و كرسيف بود . مصاله خود به قيروان رفت و موسى بن ابى العافيه در حكومت مغرب ماند و چون يحيى بن ادريس از پيروزى او بر خود كينه به دل داشت ، به خلاف او برخاست . چون مصاله در سال 309 به غزو مغرب بازگشت ، موسى بن ابى العافيه او را بر ضد يحيى بن ادريس برانگيخت . مصاله ، يحيى را بگرفت و مصادره كرد و از قلمروش دور كرد . يحيى نزد پسر عمش به بصره ( در مغرب ) وريف رفت . مصاله ، ريحان الكتامى را امارت فاس داد و خود به قيروان رفت و در آنجا به هلاكت رسيد . دولت موسى بن ابى العافيه در مغرب قوت گرفت و گسترش يافت . در سال 313 حسن بن محمد بن القاسم بن ادريس در فاس شورش كرد . مردى دلير و پيشتاز بود . او را بدان سبب كه نيزه بر حجامتگاه خصم مىزد حجام مىناميدند . بىخبر از مردم فاس به شهر فاس داخل شد و ريحان الكتامى والى شهر را بكشت مردم با او بيعت كردند . سپس به قتال موسى بن ابى العافيه لشكر برد . در فحص اداد بين تازى و فاس با او روياروى شدند . از آن هنگام آنجا را وادى المطاحن ناميدند . جنگ شديدى بود . منهال بن موسى بن ابى العافيه با دو هزار از مكناسه كشته شدند .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 135 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى