نوشت كه او را يارى دهند . كلثوم بن عياض به افريقيه و مغرب لشكر راند تا به وادى طنجه رسيد نام اين وادى سبو بود . خالد بن حميد الزناتى با سپاه بربر خود بر سر او تاخت لشكرى بىشمار بود . پس از آنكه مقدمهء لشكر كلثوم را در هم شكستند به كلثوم رسيدند . ميان كلثوم و بربر جنگى سخت در گرفت . كلثوم كشته شد و لشكرش پراكنده گرديد . مردم شام با بلج بن بشر القشيرى به اندلس رفتند و مردم مصر و افريقيه به قيروان .
خبر اين شكست به هشام بن عبد الملك رسيد ، حنظلة بن صفوان الكلبى را فرستاد او در سال 124 [ 1 ] به قيروان آمد . در اين زمان هواره در برابر دولت عرب علم مخالفت افراشته بود . عكاشة بن ايوب و عبد الواحد بن يزيد الهوارى با قوم خود در آن زمره بودند . هواره و بربرهايى كه همراه آنان بودند منهزم شدند . حنظلة بن صفوان آنان را پس از جنگى شديد ، در قرن در خارج شهر قيروان شكست داد . عبد الواحد الهوارى كشته شد و عكاشه اسير گرديد .
كشتگان را در اين جنگ شمردند صد و هشتاد هزار بود . حنظله فتحنامه به هشام نوشت . اين جنگ در موضعى نزديك قيروان بود به نام اصنام . چون ليث بن سعد اين خبر بشنيد ، گفت :
تنها غزوهاى كه پس از غزوهء بدر بيش از هر غزوهاى دوست داشتم در آن به شهادت برسم غزوهء القرن و الاصنام بود .
در اين احوال آوازهء خلافت اموى در مشرق روى به خاموشى مىنهاد و فتنهها بالا گرفته بود . شيعه و خوارج بر ضد خلافت مروان بن محمد برخاسته بودند و كار بدان انجاميد كه دولت بنى اميه منقرض شود و خلافت به بنى عباس رسد . عبد الرحمان بن حبيب از دريا گذشت و از اندلس به افريقيه آمد و آن را تصرف كرد . حنظله در سال 126 بار ديگر بر افريقيه غلبه يافت و بار ديگر فتنهها سر برداشت در همه جا آشوب بر پا گرديد و هر صاحب دعويى دعوت خويش آشكار كرد و عامل بيشتر فتنهها قبايل صنهاجه بود . اميرشان ثابت بن وزيدون و قومش بر باجه غلبه يافتند و عبد اللّه بن سكرديد نيز كه از امراى آنان بود با اتباع خود با او همراه بود .
در طرابلس عبد الجبار بن قيس و حارث كه از هواره بودند بشوريدند . اينان بر رأى اباضيه بودند . عامل طرابلس بكر بن عيسى القيسى را كشتند و اين به هنگامى بود كه بيرون آمده بود تا آنان را به صلح فرا خواند . مدتى كار بر اين منوال بود . آنگاه اسماعيل بن زيان نفوسى با ياران خود از قبايل نفوسه شورش آغاز نهاد و بر قابس مستولى شد . در سال 131 عبد الرحمان بن حبيب به جنگ بيرون آمد و بر سر شورشگران تاخت و عبد الجبار و حارث را بكشت و بسيارى از بربرها را بر خاك هلاك افكند سپس در سال 135 به تلمسان تاخت و آنجا را بگرفت و سرزمين مغرب را در زير پاى درنورديد و بربرهاى سركش را به فرمان در آورد .
هامش
[ ( 1 ) ] همهء نسخههاى خطى : چهارصد ( اربعمائه )