تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
ابو المهاجر ، عقبه به افريقيه آمد و كسيله را به سبب دوستيش با ابو المهاجر منكوب ساخت . سپس دژهايى از آن فرنگان را چون باغايه و لميس بگرفت . ملوك بربر در زاب و تا هرت با او رويا روى شدند و او همه را يكى پس از ديگرى در هم شكست و به مغرب اقصى داخل شد . غماره به اطاعت او در آمد . اميرشان در اين ايام يوليان نام داشت . آنگاه عقبه رهسپار وليلى شد ، سپس به جبال درن راند و با مصامده نبرد كرد . ميان او و مصامده نبردهايى بود مصامده او را در جبال درن محاصره كردند . جماعاتى از زناته كه پس از اسلام آوردن مغراوه ايشان نيز مسلمان شده بودند به يارى عقبه برخاستند و او را از محاصره برهانيدند . عقبه بربرهاى مصمودى را كشتار كرد و همه را به اسلام واداشت و بلادشان را زير پى سپرد . آنگاه عازم بلاد سوس شد تا با قبايل صنهاجه كه لثام ( دهان بند ، نقاب ) مىبستند نبرد كند . آنان در اين ايام مجوسى بودند و هنوز مسيحى نشده بودند . عقبه با مسوفه در آن سوى سوس جنگيد و جمعى از ايشان را اسير كرد و باز گرديد . كسيله در تمام اين مدت در بند او بود . او را با لشكر خود كه به ديگر جنگها مىرفت حركت مىداد . چون از سوس باز گرديد ، سپاهيان خود را به قيروان فرستاد و خود با اندكى باقى ماند . كسيله به قوم خود پيام داد كه به رهاييش برخيزند . آنان نيز پيام دادند كه به يارى او خواهند برخاست . پس ياران كسيله فرصت مغتنم شمردند و عقبه و همه يارانش را كشتند . كسيله افريقيه را پنج سال در فرمان خود گرفت و در قيروان فرود آمد و اعرابى را كه باقى مانده بودند و داراى زن و فرزند و بنه بودند امان داد و در ميان بربرها پادشاهى عظيم شد . قيس بن زهير البلوى [ 1 ] در ايام حكومت عبد الملك بن مروان به خونخواهى عقبه ، در سال 67 به افريقيه لشكر آورد . كسيله نيز بربرها را گرد آورد و با او در نواحى قيروان روياروى شد . ميان دو گروه نبرد در گرفت . سپاه بربر منهزم شد و كسيله و گروهى بىشمار از يارانش كشته شدند . عربها ايشان را تا مرمجنه [ 2 ] تعقيب كردند و از آنجا تا ملويه . در اين نبرد بربرها ذليل شدند و سواران و رجالشان از ميان رفتند و شوكتشان بر افتاد . پس از آن فرنگان نيز ديگر نتوانستند اظهار قدرت كنند . بربرها از زهير و عربها سخت بترسيدند و به دژها و حصارها پناه بردند . پس از چندى زهير رهبانيت اختيار كرد و به مشرق باز گرديد و چنان كه گفتيم در برقه كشته شد . در افريقيه آتش فتنه افتاد و بربرها به چند فرقه تقسيم شدند و هر فرقه را امير يا رئيسى بود . از بزرگترين رؤساى بربر در اين ايام كاهنه ، دهيا دخت نابتة بن تيفان ملكهء جبل اوراس بود . قوم او از جراوه زعماء و ملوك بربرهاى بتر بودند . عبد الملك نزد حسان بن نعمان الغسانى عامل خود در مصر ، پيام فرستاد كه به جهاد
هامش
[ ( 1 ) ] ابن اثير : زهير بن قيس ، ج 4 / 105 . م . [ ( 2 ) ] در نسخه‌هاىAوBوD: مرمحنه .