تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
افريقيه رود و براى او مدد فرستاد . حسان در سال 79 برفت و به قيروان داخل شد . و قرطاجنه را به جنگ بستد . فرنگانى كه در قرطاجنه بودند ، به صقليه و اندلس گريختند . سپس از بزرگترين ملوك بربر پرسيد . او را به كاهنه و قوم او جراوه اشارت كردند . حسان به جنگ كاهنه رفت و در وادى مسكيانه فرود آمد و لشكر بر سر او برد . ميانشان نبردى سخت در گرفت . مسلمانان منهزم شدند و خلق كثيرى از ايشان به قتل رسيد و خالد بن يزيد القيسى اسير شد . كاهنه و بربرها همچنان در پى حسان و عربها بودند . تا آنان را از منطقه قابس بيرون راندند و حسان خود را به طرابلس رسانيد . در آنچه نامهء عبد الملك به او رسيد كه در همانجا مقام كند . حسان در آنجا ماند و قصرها ( دژها ) يى بنا كرد كه تا به امروز هنوز هم به نام او باقى است . سپس كاهنه به جايگاه خويش باز گرديد و در آنجا اسير خود خالد بن يزيد القيسى را به فرزندى برگزيد . خود نيز دو پسر داشت . كاهنه پنج سال در افريقيه و بربر حكومت كرد . عبد الملك براى حسان مدد فرستاد . حسان در سال 74 به افريقيه باز گرديد . كاهنه همهء شهرها و روستاها را ويران كرده بود . در آن ايام از طرابلس تا طنجه يكسره روستاهايى بود به هم پيوسته . اين امر بر بربرها گران آمد و از حسان بن نعمان امان خواستند . حسان امانشان داد . آنگاه براى پراكندن نيروى كاهنه چاره انديشيد و لشكر بر سر او كشيد . كاهنه نيز با سپاه خود آمادهء رزم شد . ولى شكست خورد و خود در جايى به نام البير كه امروز در جبل اوراس به نام او معروف است كشته شد . بربرها با پذيرفتن اسلام و اطاعت از حسان بن نعمان امان خواستند و نيز اين شرط را كه همواره دوازده هزار تن از ايشان همراه او در جهاد شركت كنند ، پذيرفتند و اسلام آوردند و اسلامشان نيكو شد . حسان پسر بزرگ كاهنه را بر جراوه و جبل اوراس فرمانروايى داد . دو پسر او به اشارت مادر كه پيش از آن آنان را به فرمانبردارى راه نموده بود اسلام آوردند و به اطاعت در آمدند . كاهنه را شياطينى كه او را در كارها يارى مىدادند از سرانجام اين نبرد خبر داده بودند . حسان به قيروان رفت و ترتيب ديوان داد و هر جاى كه از بلاد بربر به دستش افتاد به گرفتن خراج با آن مصالحه كرد . حسان بر همهء آنهايى كه در افريقيه مىزيستند و عرب نبودند و نيز مسيحيانى كه با آنان زندگى مىكردند خراج نوشت ، چه بربر و چه برانس . بربرها خود با خود به ستيز برخاستند و در اثر اين اختلاف اكثر بلاد افريقيه و مغرب از سكنه خالى شد . موسى بن نصير كه امارت افريقيه يافته بود ، به قيروان رفت و ديد كه چسان در ميان قبايل كشمكش و اختلاف افتاده و عرصه خالى است . موسى بن نصير عجمان را از دور و نزديك گرد آورد و بربرها را كشتار كرد و سراسر مغرب زير پى سپرد . موسى بن نصير ، طارق بن زياد را امارت طنجه داد و با او بيست و هفت هزار سپاهى عرب و دوازده هزار بربر همراه كرد و فرمان داد كه عربها بربرها را قرآن و فقه بياموزند . بقيه بربر بر دست اسماعيل بن عبد اللّه بن ابى المهاجر در سال 101 مسلمان شدند .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 107 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى