پادشاه فرنگان كه در آن روزگار در افريقيه فرمان مىراند به مقابله برخاست و همهء فرنگان و روميان را كه در شهرها بودند و جماعاتى از بربر و ملوك ايشان را كه در ضواحى مىزيستند گرد آورد .
پادشاهى بود ميان طرابلس و طنجه كه دار الملك او سبيطله بود . با صد و بيست هزار سپاهى با مسلمانان روياروى شد . مسلمانان در آن جنگ بيست هزار تن بودند . سپاه دشمن در هم شكستند و سبيطله را فتح كردند و ويران ساختند و جرجير پادشاهشان را كشتند و خداوند اموال و دخترانشان را نصيب مسلمانان ساخت . از جمله دختر او را ، قاتل او ، عبد اللّه بن زبير تصاحب كرد ، زيرا مسلمانان چنان قرار نهاده بودند كه هر كه جرجير را بكشد دخترش از آن او باشد . خبر فتح را به مدينه نزد خليفه عثمان فرستاد و داستان آن مشهور است . از ديگر سو فرنگان و روميانى كه با آنان بودند از پيروزى مسلمانان زار و ملول شدند و همهء قلعههاى افريقيه از ماجرا خبر يافتند . مسلمانان به پيشروى و حملههاى خود ادامه دادند و ميان ايشان و بربرها نبردهايى پى در پى درگرفت و از ايشان كشتار بسيار كردند و بسيارى را به اسارت گرفتند . چنان كه از ملوك ايشان و زمار بن صقلاب [ 1 ] جد بنى خزر كه در آن ايام امير مغراوه و زناته بود اسير شد و او را نزد عثمان بن عفان بردند . و بر دست عثمان مسلمان شد . عثمان بر او منت نهاد و آزادش كرد و فرمانروايى قومش را به او داد . بعضى مىگويند كه او به نزد عثمان رفت و مسلمانان را بر ضد فرنگان يارى داد و آنان تسليم مصالحه شدند . با ابن ابى سرح شرط كردند كه اگر عرب را از بلادشان بيرون برد سيصد قنطار زر به او بدهند و او چنان كرد . مسلمانان به مشرق بازگشتند و سر گرم ديگر حوادث اسلامى در شرق شدند . چون معاوية بن ابى سفيان زمام حكومت بر دست گرفت ، معاوية بن حديج السكونى را از مصر به افريقيه فرستاد . معاوية بن حديج در سال 45 بيامد تا افريقيه را بگشايد . پادشاه روم از قسطنطينيه سپاه خود از راه دريا به دفاع فرستاد ولى سودى نبرد و عربها در حصن الاجم شكستش دادند و جلولا را محاصره كردند و بگشودند . معاوية بن حديج به مصر باز گرديد . معاوية بن ابى سفيان بعد از او عقبة بن نافع را به افريقيه فرستاد . عقبه شهر قيروان را پى افكند . فرنگان پراكنده شدند و به دژها پناه بردند و بربرها در ضواحى ماندند . در زمان يزيد بن معاويه ابو المهاجر غلام مسلم بن مخلد امارت افريقيه يافت . رياست بربر در اين ايام در اوربه و از آن كسيلة بن لمزم بود و او سر بربرهاى برانس بود و رديف او سكرديد بن رومى بن مازرت اوربى بود . هر دو بر كيش نصرانيت بودند و در آغاز فتح اسلام آوردند . سپس به هنگام امارت ابو المهاجر مرتد شدند و برانس گرد ايشان بگرفتند ابو المهاجر بر سرشان لشكر برد تا به نزديكى تلمسان رسيد . در آنجا منهزمشان ساخت و بر كسيله دست يافت . كسيله اسلام آورد و خواست كه او را نكشد . پس از
هامش
[ ( 1 ) ] در جزء دوم ، صولات بن وزمار آمده است .