تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
زاويه‌ها و رباطها و سد ثغور و بذل نفس در راه خدا و انفاق اموال در سبيل خير و مخالطت با اهل علم و ترفيع مكانت و مكان ايشان در مجالس خود و گفتگو با ايشان در امور دينى و انقياد به اشارتشان در وقايع و احكام و مطالعهء سير و اخبار اولياء و خواندن آنها در مجالشان حتى در دواوين ملك و مجالس فرمانروايى و كاخهاى عزت ، آثار بسيار است . پادشاهانشان براى شنيدن شكايتهاى متظلمان و گرفتن حق رعايا از عمال و تنبيه ستمكاران به ميان مردم مىآمدند . صحن سراها و درون كاخهاى خلافت را به مساجد تبديل مىكردند و نماز جماعت برگزار مىكردند و قاريان بامدادان و شبانگاه به تلاوت كلام خدا مىپرداختند . ملوكشان همواره براى استوار نگهداشتن مرزهاى مسلمانان و بر آوردن باروها و تاسيس پادگانها ، اموال بسيار صرف مىكردند . شاهد آن آثارى است كه از آنان بر جاى مانده است . اما وقوع خوارق و ظهور كاملين نوع انسان در ميان ايشان ، مىگوييم كه اولياء صاحب تصرف و صاحبان نفوس قدسيه و علوم موهوبه بسيار داشته‌اند . همچنين حاملان علم كه خود از تابعين صحابه بودند و بعد از آنان ، ائمه و كاهنان صاحب خبر و آگاه از مغيبات و غرايب و خوارق عادات كه در اين قوم ظهور كرده‌اند حاكى از عنايت خداى تعالى به آنان و كرامتش در حق آنان بوده است . اعمالى كه از آنان نقل شده خود شگفتى آور است . از مشاهير حملهء علم در آن قوم يكى سعفو بن واسول جد بنى مدرار ملوك سجلماسه است . او تابعين را درك كرد و از عكرمه غلام ابن عباس علم آموخت . عريب بن حميد در تاريخ خود از او ياد كرده است . ديگر ابو يزيد مخلد بن كيداد اليفرنى صاحب الحمار است كه بر ضد دولت شيعهء عبيدى ، در سال 302 خروج كرد و از خوارج بود . در توزر از مشايخ آن ديار علم آموخت و خود صاحب فتوا شد . بر مذهب اباضيه بود و در اعتقاد خويش پاى بر جا . سپس با عمار اعمى كه از صفريهء نكاريه بود ديدار كرد ابو يزيد به آيين او در آمد و با پذيرفتن آن مذهب از كسوت سعادت بيرون آمد . با اين همه در اين قوم صاحب چنان اشتهارى است كه هرگز فراموش نمىشود . ديگر منذر بن سعيد ، قاضى جماعت است در قرطبه او از كوچندگان و لهاصه و از سوماته است . ولادت او در سال 310 و وفاتش در سال 383 بود . منذر بن سعيد از بربرهاى بتر بود از نسل مادغس . به دست عبد الرحمان بن الناصر هلاك شد . ديگر ابو محمد بن ابى زيد [ 1 ] علم المله است او نيز از نفزاوه بود . از اينان كه بگذريم در علم نسب شناسى و تاريخ و ديگر علوم و فنون مردانى نام آور از ميان ايشان برخاسته‌اند . از مشاهير زناته يكى موسى بن صالح الغمرى است كه در نزد همگان مشهور است ما به هنگام سخن در غمره - از شعوب زناته - از او ياد كرديم . موسى بن صالح هر چند در باب عقيدهء او اخبار صحيحى به دست نياورده‌ايم از چهره‌هاى درخشان اين نژاد است ، و دليل بر
هامش
[ ( 1 ) ] به ظن قوى بايد محمد بن ابى يزيد باشد .