اينكه اين نژاد بسيارى از خواص انسانى چون ولايت و كهانت و علم و سحر را دارا بوده است .
حكايت كنند كه خواهر يعلى بن محمد اليفرنى بدون شوى پسرى زاييد او را كلمام ناميدند . اين پسر بعدها مردى دلير شد و چنان مىنمود كه وجود او از خوارق عادات و از مواهب خداوندى است كه تنها به او داده شده نه به ديگر از همگنان او . بعضى از خواص ايشان را از پذيرفتن چنين پديدهاى حوصله تنگ آمد زيرا اينان نمىدانستند كه خداى تعالى در حق آن زن و امثال او چگونه قدرت نمايى كرده است . و مىگفتند كه آبستن شدن او در اثر آبتنى در چشمهء آب گرمى در آن نواحى بوده است كه شيرى از آب آن مىخورده و اين دوشيزه از بزاق شير كه در آن آب ريخته شده آبستن شده است . از اين رو او را فرزند شير مىگفتند زيرا يكى از ويژگيهاى آن حيوان يعنى شجاعت در وجود او ظاهر شده بود . در ميان اين قوم از اين گونه حكايات بسيار است كه اگر كسى به جمع آورى آنها بپردازد خود كتابهايى خواهد شد .
پيوسته اين عادت و حالت ايشان بود تا آنگاه كه تشكيل دولتهايى دادند و به فرمانروايى رسيدند و ما اكنون در صدد ذكر آن هستيم .
فصل چهارم در ذكر اخبار ايشان به طور خلاصه از پيش از فتح اسلامى و بعد از آن تا حكومت بنى الاغلب
بربرها نژادى هستند داراى شعوب و قبايل بىشمار و در تاريخ افريقيه و مغرب و در اخبار ارتداد و غزوات نام اين قبايل و شعوب آمده است . ابن الرقيق گويد كه موسى بن نصير چون سقيوما را فتح كرد به وليد بن عبد الملك نوشت كه اكنون براى تو صد هزار اسير از مردم سقيوما ، گرفتهام . وليد بن عبد الملك در جواب نوشت : واى بر تو پندارم كه اين يكى از دروغهاى تو باشد ولى اگر راست گفته باشى اين محشر آن امت است . پيوسته بلاد مغرب تا طرابلس بلكه تا اسكندريه و ما بين درياى روم و بلاد سياهان از زمانهاى دور كه كس آغاز و انجام آن را نمىداند به قوم بربر آبادان بوده است . بربرها چون ديگر عجمانى كه در مغرب و مشرق زندگى مىكنند دينشان دين مجوس بود مگر در برخى مواقع كه به دين ملتى كه بر آنان غلبه مىيافت در مىآمدند . زيرا امتهايى كه صاحب دولتهاى بزرگ بودند بر ايشان غلبه مىيافتند . بنا بر آنچه مورخان گفتهاند بارها مغلوب ملوك يمن شدهاند و به فرمان ايشان گردن نهادهاند و دينشان را پذيرفتهاند .
ابن كلبى گويد : حمير پدر قبايل يمنى مدت صد سال بر مغرب غلبه داشت و او بود كه شهرهاى خود را در افريقيه و صقليه بنا نمود . مورخان در باب جنگ افريقس بن صيفى از تبعها در بلاد مغرب ، متفق القولاند ما در اخبار ايشان آورديم و همچنين ملوك روم از رم و قسطنطينيه به پيكار ايشان آمدند و شهر قرطاجنه را ويران كردند سپس چنان كه در اخبار روم