اين بود وصف اين درياى رومى كه حد مغرب است از جهت شمال . اما حد آن از جهت قبله ( يعنى جنوب ) ريگستانى است كه فاصله است ميان بلاد سياهان و بلاد بربر .
عربهايى كه در باديه كوچ مىكنند آن را العرق گويند و اين عرق به منزلهء ديوارى است از براى مغرب و در جانب جنوبى آن از درياى محيط آغاز مىشود و به سمت مشرق در يك خط پيش مىرود تا به رود نيل كه از جنوب به سوى مصر سرازير مىشود برسد . در آنجا منقطع مىشود . پهناى آن سه مرحله يا بيشتر است . در جهت مغرب اوسط به زمينى سنگلاخ مىرسد كه عرب آن را الحماده گويد از دوين تا بلاد ريغ ، آن سوى آن در جهت جنوبى بعض بلاد جريد است داراى نخلستانها و رودها . از بلاد مغرب شمرده مىشود : چون بلاد بوده و تمنطيت در جانب جنوبى مغرب اقصى و تسابايت و تيكورارين در جانب جنوبى مغرب اوسط و غذامس و فزان و ودان در جانب جنوبى طرابلس ، هر يك از اينها اقليمى است مشتمل بر شهرهاى آبادان داراى روستاها و نخلستانها و رودخانهها كه شمار هر يك به صد و بيشتر مىرسد .
در بعضى سالها تا حواشى جنوبى عرق كوچندگانى از مردم شام كه از صنهاجه بشمارند پيش مىروند و در حاشيهء شمالى آن اعراب كوچنده كه از مردم مغرباند مسكن مىگزينند . پيش از اين - چنان كه خواهيم گفت - اين سرزمينها جولانگاه بربرها بود . اين بود حد مغرب از جانب جنوبى : جز عرق ديوارهء ديگرى است كه از كنار ارتفاعات آغاز مىشود و مغرب را مجزا مىسازد . اين ديواره همان كوههايى است كه از كنار دريا در مغرب ، تا برنيق از بلاد برقه كشيده شده است . در آنجا سلسله اين كوهها منقطع مىشود . مبدأ اين جبال از مغرب جبال درن است . ميان جبال محيط به ارتفاعات و عرق كه پيش از اين ياد كرديم ، دشتها و بيابانهايى است كه بيشتر نباتشان درخت است و در آن بخش كه در كنار ارتفاعات و نزديك به آنها ست نخلستانها و رودخانههاست .
در سرزمين سوس جنوب مراكش ، تا رودانت و ايفرى فويان [ 1 ] و ديگر شهرهاست شهرهايى هم داراى نخلستانها و رودها و مزارع متعدد و آباد . در جنوب فاس سجلماسه است با روستاهاى آن ، شهرى است معروف و نيز درعه است كه آن نيز شهرى معروف است . در جنوب تلمسان قصور ( دژهاى ) متعددى است همه داراى نخلستانها و رودها و شهر فيكيك واقع است و در جنوب تاهرت نيز قصورى ( دژهايى ) است و شهرهايى در يك خط در كنار هم از مشرق تا به مغرب و نزديكترين مكان به آن جبل راشد است كه در آنجا نيز همه نخلستانها و مزارع و انهار است و نيز قصرهاى مصاب است كه شمارشان از صد در مىگذرد . بيشتر اراضى قبلهء ( جنوب ) الجزاير داراى نخلها و رودخانههاست . سپس شهر واركلى در جنوب
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءA: قوبان خوانده مىشود ، بدون نقطه و در نسخهءE: مويان