بطويه است در سمت غساسه و با ايشان بسيارى از صنهاجه و مطغره و اوربه و غير ايشان زندگى مىكنند . درياى محيط از جانب غربى و درياى روم از جانب شمالى و كوههاى بلند چون كوه درن از جنوب و جبال تازى از جانب شرقى آن را در ميان گرفتهاند .
از آنجا كه كوهها بر حسب اقتضاى خلقت بر كنار درياها بيشتر و انبوهتر است در مغرب نيز كوههاى بسيارى است . ساكنان اين كوهها اغلب از مصامده هستند و اندكى از صنهاجهاند جلگهها و دشتها در ناحيهء غربى آن قرار دارند چون : ازغا و تامسنا و تالاد و دكاله . ساكنان اين بلاد علاوه بر بربرها اعراب جشم و رياح نيز هستند . از اين رو سرزمين مغرب انباشته از اممى است كه جز آفريدگارشان كس شمار ايشان را نداند . مغرب همانند جزيره يا يك بلد واحد است كه در ميان دريا و كوهها محاط شده است . مركز و دار الملك آن در اين عهد شهر فاس است .
در وادى ام الربيع نهر عظيمى جارى است . آن سان كه عبور از آن به هنگام بارانها دشوار است و چون دريا به حالت مد آيد آب اين نهر نيز بالا آيد چنان كه تا هفتاد ميل يا چيزى نزديك به آن ، برسد . مصب اين رود كه در درياى بزرگ مىريزد پهناور است و شهر ازمور در كنار آن است . اين رود عظيم از جبال درن سرچشمه مىگيرد و از دهانهاى بزرگ يكى از چشمهها مىجوشد در سرزمين مغرب جارى مىشود و نهرى ديگر مىجوشد كه به سمت جنوب جريان دارد و به بلاد درعه مىگذرد . در بلاد درعه نخلستانهاى بسيار است و محصول ويژه آن نيل است . صناعت به دست آوردن آن از درختش در آن ديار رواج دارد . درعه عبارت است از قلعههايى داراى درختان بسيار كه از دامنهء كوه درن تا پايان آن گسترده است . و آن نهر را به نام آن شهر نهر درعه گويند . نهر درعه پس از عبور از درعه در سمت جنوب بلاد سوس در ريگستان فرو مىرود .
اما رود ملويه در پايان مغرب اقصى است . رودى عظيم است . سرچشمهء آن دهانهاى است از جبال جنوبى تازى و در نزد غساسه در درياى رومى مىريزد . ديار مكناسه كه به نام آنهاست در قديم در كنار آن بوده است و امروز امم ديگرى از زناته در آنجا هستند . در قلعههايى از بالاى رود تا به پايين معروف به وطاط [ 1 ] . در مجاور آنها در آن نواحى امم ديگرى است از بربر و مشهورترين ايشان بطالسهاند برادران مكناسه . از سرچشمهء اين رود نهر بزرگى جدا مىشود و با انحرافى به سمت مشرق به جنوب مىرود و عرق را قطع مىكند تا به بوده مىرسد . سپس به تمنطيت مىرود اين رود را امروز رود كير مىگويند بر كرانههاى آن چند قله است . سپس به سوى صحرا جريان مىيابد و در ريگستانها فرو مىرود . در آنجا دژهايى است با نخلها به نام ركان . در مشرق بوده در آن سوى عرق قلعههاى تسابيت است از قلاع
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءB: وطاطا .