صحرا و در شرق تسابيت به جانب جنوبى قلاع تيكورارين قرار داد . شمار آنها به سيصد يا بيشتر مىرسد . همهء اينها در واديى است كه از مغرب به مشرق كشيده شده است و در آن اسمى است از قبايل زناته .
اما مغرب اوسط ، اغلب ديار زناته است . پيش از اين از آن مغراوه و بنى يفرن بود .
قبايل مديونه و مغيله و كوميه و مطغره و مطماطه نيز با آنهاست . پس از ايشان به دست بنى بادين افتاد . مركز آن در اين عهد شهر تلمسان است تلمسان دار الملك آن است . در جانب شرقى آن بلاد صنهاجه است از الجزاير و متيجه و المديه است و در كنار آن بجايه . قبايل آن امروزه همه مغلوب عربهاى زغبه هستند . در وادى شلف بنى واطيل نهر اعظم مىگذرد .
سرچشمهء آن بلد راشد است در بلاد صحرا و اين نهر به تل كه امروز از بلاد حصين است داخل مىگردد . سپس به جانب مغرب مىگردد و چند نهر ديگر از نهرهاى مغرب اوسط به آن افزوده مىشود ، چون نهر مينا و غير آن . تا آنگاه كه در بين كلميتوا و مستغانم به درياى رومى مىريزد .
از دهانهء آن نهر ديگرى بيرون مىآيد كه از جبل راشد به سوى مشرق جارى است و از زاب مىگذرد و در شورهزارهاى ميان توزر و نفزاوه فرو مىرود اين رود را وادى شدى گويند .
اما بلاد بجايه و قسنطينه ، سرزمين قبايل زواوه و كتامه و عجيسه و هواره است . امروز جز كوههاى صعب العبور آن ، جايگاه عربهاست .
اما افريقيه همهاش تا طرابلس است . دشتهايى است وسيع . سابقا ديار نفزاوه و بنى يفرن و نفوسه بود و ديگر قبايل بىشمار بربر . مركز آن شهر قيروان است و در اين عهد جولانگاههاى عرب است از بنى سليم و بنى يفرن و هواره مغلوب و زير دست ايشاناند . آنان زبان اعجمى خود را فراموش كردهاند و به زبان عربى سخن مىگويند و چون عربان لباس مىپوشند و در همهء احوال شبيه به آنان هستند . مركز آن در اين عهد شهر تونس است .
تونس دار الملك آن است و رود بزرگ معروف به مجرده از آنجا مىگذرد . ديگر رودها به آن مىپيوندد و در درياى روم مىريزد . اين رود در يك مرحلهاى از غرب تونس در موضعى به نام بنزرت در درياى روم مىريزد . اما برقه بناهايش ويران شده و نشانش بر افتاده است .
پيش از اين ديار قبايل لواته و هواره و جز ايشان از بربرها بود و امروز جولانگاههاى عرب .
در اين بخش از مغرب شهرهاى آبادان بسيار بود . چون لبده و زويله و برقه و قصر حسان و امثال آن . اكنون همه ويران شدهاند و به بيابان بدل گرديده چنان كه گويى اصلا نبودهاند .
و اللّه اعلم .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: ابن خلدون
ص٩٩