تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
مشهور اين است كه آنان از يمنيان هستند و چون افريقس به غزاى افريقيه رفت آنان را در آنجا باقى گذاشت . نسب شناسان بربر مىپندارند كه بعضى از شعوب ايشان از عرب‌اند : چون لواته كه خود را از حمير مىداند و هواره كه مىگويند از كنده از سكسك‌اند و چون زناته كه پندارند از عمالقه‌اند كه از برابر هجوم بنى اسرائيل گريخته‌اند و چه بسا پندارند كه از بقاياى تبعهاى يمن هستند ، چون غماره و زواوه و مكلاته . آرى همهء اينان خود را به حمير نسب مىدهند و ما به هنگام تفصيل در شعوب ايشان بدان اشاره كرديم و همهء اينها پندارى بيش نيست . آنچه سرزمين و زبان شهادت مىدهد ، اين است كه جز صنهاجه و كتامه كه نسب شناسان عرب تصديق كرده‌اند ، ديگران از نژاد عرب نيستند . و من معتقدم كه صنهاجه و كتامه هم ديگر برادران بربرهايند . و اللّه اعلم . سخن در سر آغاز اين نژاد و انساب ايشان به پايان آمد اكنون به ذكر ايشان هر امت پس از امت ديگر مىپردازيم و تنها از آنها كه صاحب دولتى بوده‌اند يا در سابق شهرتى داشته‌اند ياد مىكنيم و از دو صنف آنان بر انس و بتر سخن مىگوييم به حسب آنچه به ما رسيده يا در حافظهء ما نهفته است . و اللّه المستعان .

فصل دوم در ذكر مواطن بربرها در افريقيه و مغرب

بدان كه واژه مغرب در اصل وضع اسمى است اضافى ( نسبى ) دلالت مىكند بر هر مكانى از مكانها نسبت به جهت مشرق . لفظ مشرق نيز چنين است نسبت به جهت مغرب ، هر مكانى از روى زمين نسبت به جهت شرقى مغرب است و نسبت به جهت غربى آن مشرق است . ولى عربها اين دو واژه را گاه براى اماكن و اقطار معينى به كار مىبرند . عالمان به علم جغرافيا كه به هيئت زمين و تقسيمات آن به اقاليم و بخشهاى معمور و غير معمور آن و درياها و كوهها و مساكن مردم آن توجه دارند ، چون بطلميوس و رجار صاحب صقليه - كه كتاب جغرافيايى كه در اين عهد در بين مردم مشهور است به دو انتساب دارد [ 1 ] - مىگويند كه مغرب قطر واحدى است در ميان اقطار مشخص وحد آن از جهت مغرب درياى محيط است ( اقيانوس اطلس ) و اين دريا را از آن جهت محيط گويند كه بر سراسر آنچه از زمين آشكار است احاطه دارد و جاى عنصر آب است . و ما در آغاز از آن سخن گفتيم . اين دريا را بحر اخضر نيز مىگويند ،
هامش
[ ( 1 ) ] مراد كتاب نزهة المشتاق ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن عبد اللّه بن ادريس معروف به شريف ادريسى است كه در سال 493 متولد شده و در 560 درگذشته است . ادريسى جغرافياى خود را به نام رجار يا روژه (tegoR) پادشاه سيسيل نوشت . اين كتاب به نام الرجارى نيز شهرت دارد - م .