تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
بجايه . شهرى است تنها داراى آب و هوايى دريايى با نخلستانهاى بسيار . در سمت آن به سوى ارتفاعات بلاد ريغ قرار دارد . بيش از سيصد روستاست در كنارهء وادى ، از مغرب به مشرق و بيش از صد شهر . مركز آن شهر بسكره است از بزرگترين شهرهاى مغرب . همهء اينها داراى نخلستانها و رودها و زمينهاى مزروع و روستاهاست . سپس بلاد جريد است در جنوب تونس . شامل نفطه و توزر و قفصه و بلاد نفزاوه و همه را بلاد قسطيليه گويند . بلادى است آبادان با نخلستانها و رودها . آنگاه قابس كه در جنوب سوسه است و آن بندرى است بر كنار دريا و از بزرگترين شهرهاى افريقيه . اين شهر زمانى دار الملك ابن غانيه بود و ما از او ياد خواهيم كرد . داراى نخلستانها و رودها و مزارع است . آنگاه فزان و ودان در جنوب طرابلس . در آنجا قصور متعدد است همه با نخلها و رودها . آنجا نخستين جايى است از سرزمين افريقيه كه به دست مسلمانان فتح شد و اين هنگامى بود كه عمر بن الخطاب ، عمرو بن العاص را به غزاى آن فرستاد . آنگاه واحات است در جانب جنوبى برقه . مسعودى در كتاب خود از آن ياد كرده است . در آن سوى همهء اينها در سمت جنوب هر چه هست بيابانها و ريگستانهاست نه در آنجا كشته‌اى توان يافت و نه چراگاهى تا به عرق منتهى شود . از آن سوى آن ، جولانگاههاى ملثمين است و چنان كه گفتيم همه بيابانهاست تا بلاد سياهان و ميان اين بلاد و كوههايى كه ديوارهء تلول هستند دشتهايى است با مزاج گوناگون گاه به مزاج صحرا و آب و هوا و نباتات آن . در اين بخش است قيروان و جبل اوراس كه از ميان آن مىگذرد و بلاد الحضنه آنجا كه طبنه است ميان زاب و تل . در اين بخش است مقره و مسيله و نيز سرسو كه در جنوب تلمسان است و تا هرت كه جبل دبدو [ 1 ] در آنجاست . اين بود حد مغرب از جانب قبلى يا جنوبى . اما حد مغرب از جانب شرقى بر حسب اختلاف اصطلاحات مختلف مىشود . اهل جغرافيا گويند . درياى قلزم است كه از درياى يمن بيرون مىآيد و به سمت شمال با انحرافى اندك به سمت مغرب پيش مىرود تا به شهر قلزم و سويس رسد . و اين آخر حد شرقى مغرب است در نزد ايشان و اقليم مصر و برقه هم داخل در آن است . مغرب در نظر جغرافيا نويسان جزيره‌اى است كه از سه طرف - چنان كه مىبينى دريا بر آن احاطه دارد . ولى چنان كه در اين زمان ميان ساكنان اين اقاليم شايع است اقليم مصر و برقه را جزء مغرب به حساب نمىآورند و مغرب از طرابلس و ما وراء آن است به بعد به سوى مغرب ، يعنى مراد از مغرب سرزمينهايى است كه مساكن بربرها بوده است . مغرب اقصى بخشى از مغرب است و آن ميان وادى ملويه است از جهت شرقى تا اسفى از شهرهاى ساحل درياى محيط و جبال غربى درن . آنجا اغلب ديار مصامده است از مردم درن و برغواطه و غماره و آخر غماره
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخه‌هاىDوE: دبرو و درA: ديرو .