تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
زناته همه فرزندان او هستند . گويند كه مادغس بن بر كه ابتر لقب داشت با املل رخت و اطاس بن محمد بن مجدل بن غمار [ 1 ] زناشويى كرد و او زحيك [ 2 ] بن مادغس را زاييد . ابو عمر بن عبد البر در كتاب خود التمهيد فى الانساب گويد : مردم را در نسب بربر اختلاف بسيار است . دربارهء ايشان آنچه درست‌تر به نظر مىآيد اين است كه بربرها از فرزندان قبط بن حام هستند . چون به مصر داخل شد ، پسرش بيرون آمد و آهنگ مغرب نمود و در پايان متصرفات مصر در آن سوى برقه تا درياى اخضر و از درياى اندلس تا ريگستان پيوسته به بلاد سياهان سكونت گزيدند . از آنهاست : لواته كه در سرزمين طرابلس زندگى مىكنند . قومى نيز از ايشان در همان نزديكى فرود آمدند . اينان نفزه بودند . سپس راهشان را تا قيروان و آن سوى قيروان تا تاهرت و طنجه و سجلماسه و سوس اقصى گشودند و پيش رفتند . اينان طوايف صنهاجه و كتامه و دكاله [ 3 ] و ركلاوه [ 4 ] و فطواكه [ 5 ] و هسكوره و مزطاوه‌اند . بعضى از اهل آثار گويند كه شيطان ميان بنى سام و بنى حام فتنه انگيخت . حام و فرزندانش در اين كشمكش پشت بدادند . حام رهسپار غرب شد و به مصر آمد فرزندانش پراكنده شدند و او خود رهسپار مغرب گرديد تا به سوس اقصى رسيد . فرزندانش در پى او بودند و براى يافتنش رفتند . هر طايفه‌اى از فرزندانش به موضعى رسيدند و از پدر بىخبر ماندند و در آن موضع اقامت كردند و صاحب فرزندان شدند طايفه‌اى ديگر نيز به آنان پيوستند و در همانجا اقامت گزيدند و صاحب فرزندان شدند . حام چهارصد و چهل و سه سال - به قول بكرى - عمر كرد . ديگران گويند عمر او پانصد و سى و يك سال بوده است . سهيلى در باب اينكه يعرب بن قحطان چه كسى بود ؟ گويد كه او كسى بود كه بنى حام را به مغرب كوچ داد . و حال آنكه پيش از آن قوط بن يافث به آن نواحى رفته بود . و اين پايان بحث در اختلاف انساب بربر است . بدان كه اين اقوال اغلب سخيف و دور از صواب است . اما قول به اينكه بربرها از نسل ابراهيم‌اند بعيد است . زيرا داود كه جالوت را كشته است و بربرها با او معاصر بوده‌اند ، ميان او و اسحاق بن ابراهيم برادر يقشان كه مىپندارند پدر بربر است تنها ده پدر فاصله است و ما در آغاز كتاب ذكر كرده‌ايم . بعيد به نظر مىرسد در چنين مدتى چنين تشعبى در نسل به وجود آيد . اما قول به اينكه آنان از نسل جالوت يا عماليق هستند و از ديار شام انتقال يافته‌اند نيز قولى سخيف است حتى در شمار خرافه . زيرا چنين ملتى مشتمل بر امم بسيار كه بخشى از
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخه‌هاىAوE: عمار [ ( 2 ) ] در نسخهءB: رجيك . [ ( 3 ) ] در نسخهءC: زكاله و درAوEركاله . [ ( 4 ) ] در نسخهءC: زكلاوه . [ ( 5 ) ] در نسخهءC: قطواكه و درE: قطواله .