و نحن و هم ركن منيع و اخوة * على رغم اعداء لئام المناقب
فانا لبر ما بقى الناس ناصرا * و بر لنا ركن منيع المناكب
نعد لمن عادى شوازب ضمرا * و بيضاء تقط الهام يوم التضارب
و بر بن قيس عصبة مضرية * و في الفرع من احسابها و الذوائب
و قيس قوام الدين في كل بلدة * و خير معد عند حفظ المناسب
و قيس لها المجد الذى يقتدى به * و قيس لها سيف حديد المضارب
و يزيد بن خالذ در مدح بربر گويد :
ايها السائل عن اصولنا * قيس غيلان بنو العز الاول
نحن ما نحن بنو البر الندى * عرق المجد و في المجد و حل
و ابتنا المجد فاورى زنده * و كفانا كل خطب ذى جلل
ان قيسا يعتزى بر لها * و لبر يعتزى قيس الاجل
و لنا الفخر بقيس انه * جدنا الاكبر فكاك الكبل
ان قيسا قيس غيلان هم * معدن الحق على الخير دلل
حسبك البربر قومى انهم * ملكوا الارض به اطراف الاسل
و ببيض تضرب الهام بها * هام من كان عن الحق نكل
ابلغوا البربر عنى مدحا * حيك من جوهر شعر منتحل
نسب شناسان بربر را قولى است كه بكرى و ديگران نقل كردهاند . از اين قرار كه مضر را دو پسر بود : الياس و غيلان [ 1 ] . مادرشان رباب دخت حيدة بن عمرو بن معد بن عدنان بود . عيلان بن مضر صاحب دو پسر شد : قيس و دهمان . دهمان را فرزند كم بود . آنان خاندانى از قيس بودند و بنى امامه خوانده مىشدند . در اين خاندان زنى بود به نام بهاء كه دختر دهمان بود . اما قيس بن غيلان چهار پسر داشت : سعد و عمر كه مادرشان مزنه دخت سعد بن ربيعة بن نزار بود و بر و تماضر كه مادرشان تمريغ دخت مجدل بود و مجدل پسر عمار بن مصمود بود . در آن ايام قبايل بربر در شام در مساكن ، همسايگان عرب بودند و در آب و چراگاه با آنان شركت داشتند و به ايشان زن مىدادند و از ايشان زن مىگرفتند . بر بن قيس دختر عم خود بهاء ، دخت دهمان را به زنى گرفت . برادرانش بر او حسد بردند . مادرش تمريغ از زنان دانا و هوشمند بود . بر جان پسر خود بترسيد اين نيت خويش در نهانى با خويشاوندان مادريش در ميان نهاد و پسر خود و زن او را با ايشان به سرزمين بربر فرستاد . آنان در آن هنگام ساكن فلسطين و اطراف شام بودند . بهاء براى بر بن قيس دو پسر آورد : علوان و مادغس . علوان در خردى بمرد و مادغس زنده ماند . او را ابتر لقب بود . مادغس ابتر پدر شعبهء بتر از بربرهاست .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىBوD: عيلان