شهرها را براى فرنگان نهادند و خود مدتها در بيابانها و در خيمهها زيستند و براى طلب قوت به شهرها آمدند . از اسكندريه تا دريا تا طنجه و سوس را زير پى سپردند ، تا اسلام آمد . از ايشان برخى به كيش يهود در آمدند و بعضى مسيحى شدند و بعضى مجوسان بودند كه ماه و خورشيد و بتان را مىپرستيدند . ميان ايشان و مسلمانان جنگهايى در گرفت كه در تواريخ آمده است .
البكرى گويد : شيطان ميان بنى حام و بنى سام خلاف افكند و بنى حام به مغرب رانده شدند و در آنجا زاد و ولد كردند . نيز مىگويد كه چون حام به دعاى پدرش سياه شد از شرم به مغرب گريخت . فرزندانش نيز از پى او رفتند و او در سن چهارصد سالگى هلاك شد . از فرزندان او يكى بربر بن كسلوحيم بود كه در مغرب صاحب فرزندان شد . گويند كه دوحى از مغرب از احياء يمن به هنگام خروجشان از مأرب به بربر افزوده شد : يكى كتامه و يكى صنهاجه . بعضى گويند هواره و لمطه و لواته كه فرزندان حمير بن سبأ بودند .
هانى بن بكور الضريسى و سابق بن سليمان المطماطى و كهلان بن ابى لوا و ايوب بن ابى يزيد و ديگران از نسب شناسان بربر گويند كه بربرها دو فرقهاند - چنان كه گفتيم - برانس و بتر . بتر فرزندان بر [ 1 ] بن قيس بن غيلان و برانس فرزندان بر . سفجو بن ايزج بن حناح [ 2 ] بن وليل بن شراط بن نام [ 3 ] بن دويم بن دام بن مازيغ بن كنعان [ 4 ] بن حام . و اين چيزى است كه نسب شناسان بربر به آن اعتماد كردهاند . طبرى گويد : بر [ 5 ] براى پيدا كردن شتر گمشدهء خود بيرون آمد و به ميان احياء عرب مىگرديد . زنى را ديد و عاشق او شد و او را به زنى گرفت . زن بزاييد . بعض ديگر گويند : بر بن قيس از برادر خود عمرو بن قيس بگريخت و در اين باب تماضر خواهر او گويد :
لتبكى كل باكية اخاها * كما ابكى على بر بن قيس
تحمل عن عشيرته فاضحى * و دون لقائه انضاء عيس
و نيز به تماضر منسوب است :
و شطت ببر داره عن بلادنا * و طوح بر نفسه حيث يمما
وازرت ببر لكنة اعجمية * و ما كان بر في الحجازين اعجما
كانا و برا لم نقف بجيادنا * بنجد و لم نقسم نهابا و مغنما
علماى بربر نيز ابيات زير را از عبيدة بن قيس العقيلي نقل كردهاند :
الا ايها الساعى لفرقة بيننا * توقف هلاك اللّه سبل الاطائب
فاقسم انا و البرابر اخوة * نمانا و هم جد كريم المناصب
ابونا ابو هم قيس غيلان في الذرى * و في حومة يسقى غليل المحارب
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءB: بربر و در نسخهءA: يزيد .
[ ( 2 ) ] در نسخههاىCوE: حندح .
[ ( 3 ) ] در نسخههاىBوE: مام
[ ( 4 ) ] در نسخهءD: كنعان .
[ ( 5 ) ] در نسخههاىAوC: يزيد و درE: بربر .