مىكند و خود را بزرگ مىپندارد ؛ لكن هرگاه گرفتار حادثهء ناگهانى مىشود ، سست و حيران مىگردد و نمىداند چهكار كند . انسان خردمند كسى است كه اندازهاش را بداند و بينديشد و پند گيرد و از راه راست منحرف نشود . آيهء
« لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً »
از خودخواهى نهى مىكند و به فروتنى دستور مىدهد . جملهء
« إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا » ،
كنايه از ناتوانى انسان است و اينكه او ناتوانتر از آن است كه به آن مقام و ثروتى كه مىخواهد دست پيدا كند . چنانكه او ناتوانتر از آن است كه از لحاظ جسمى به بلندى كوه برسد و زمين را با گامهايش بشكافد .
كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً .
« ذلك » اشاره دارد به امر و نهى خداوند كه پيشتر بيان شد و مراد از « سيّئة » چيزى است كه انسان بهطور ويژه از آن نهى شده است . معناى اين جمله چنين است : تمام چيزهايى كه خدا از آنها نهى كرده ، در پيشگاه خدا ناخوش آيندند و كسى كه مرتكب آنها شود مورد خشم واقع مىشود و استحقاق عذاب و مجازات را خواهد داشت .
ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ .
باز هم « ذلك » اشاره است به اوامر و نواهى خداوند كه پيشتر بيان شد . حكمت عبارت است از : قرار دادن چيز در جايگاهش و ترديدى وجود ندارد كه تمام احكام خدا در جايگاه خود قرار دارند و هركس به آنها عمل كند ، به حق و نيكى و عدالت عمل كرده است .
وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً .
تفسير اين آيه ، در آيهء 22 همين سوره گذشت . خداى سبحان با نهى از شرك آغاز كرده و بدان پايان داده است ، زيرا آغاز و انجام اسلام و دين حق ، توحيد است و نيز تمام احكام تنها به خدا بستگى دارد . ازاينرو ، حلالى نيست مگر آنچه او حلال كند و حرامى وجود ندارد مگر آنچه او حرام كند .