تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
شريك او در قدرت و حتى نيرومندتر از او مىبود ؛ زيرا وى علّت وجود او به‌شمار مىرفت . برطبق منطق عرب‌هاى عصر جاهلى دور نيست كه دليل اين‌كه آنها پسران را به خود و دختران را به خدا نسبت مىدادند اين باشد كه خدا به سبب زيادى عائله از تنگدستى و به دليل وجود دختران از ننگ و عار نمىهراسد .
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً .
خداوند دلايل و برهان‌هاى وجود و يگانگىاش را اقامه كرده و با مثل‌ها و شيوه‌هاى گوناگون آن را توضيح داده است ، تا مشركان آنها را بفهمند و درك كنند ؛ ولى آنها به اوهام و تقليدهاى كوركورانه متوسل مىشدند و بر دورى و دشمنى خود مىافزودند . رازى مىگويد : « اين‌كه خداوند در قرآن دلايل زيادى را آورده ، بدين‌سبب است كه او از مشركان مىخواست تا آنها را بفهمند و بدان‌ها ايمان بياورند و اين امر ، نشان مىدهد كه خدا كارهايش را با اهداف حكمت‌آميز انجام مىدهد و نيز نشان مىدهد كه او از همگان مىخواهد كه به وى ايمان بياورند ، خواه آنان ايمان بياورند و خواه كافر شوند » . اين سخن رازى با آنچه كه وى بارها آن را بيان كرده است مبنى بر اين‌كه افعال خدا تابع اغراض نيست و او كفر را از كافر اراده نموده ، چنان‌كه اشاعره مىگويند ، منافات دارد ؛ لكن خدا خواسته است كه حق را يارى كند و آن را حتى بر زبان منكرانش به طور ناخودآگاه آشكار سازد .
قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا .
مفسران براى اين آيه دو معنا را يادآور شده‌اند : 1 . هرگاه فرض شود كه با خداوند خدايان ديگرىاند ، بايد اين خدايان يا ستاره باشند ، يا انسان ، يا جماد و يا هرچيزى ديگر و تمام اينها آفريدهء خدايند و او را مىپرستند و به سوى او تقرّب مىجويند . بنابراين ، اى مشركان ! درحالىكه معبودتان
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 81 | محمد جواد مغنية