تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩

زن بىحجاب يا فروشندهء گوشت ؟

اسلام به زن اجازه داده است كه صورت و دست‌هايش را آشكار كند ؛ زيرا ضرورت زندگى چنين اقتضا مىكند . ماسواى اين دو را بسان عورت [ - شرمگاه ] قرار داده است ؛ زيرا نگريستن به آنها باعث به خطر افتادن و هلاكت انسان مىشود . پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « كسى كه گوسفندانش را پيرامون قرقگاه بچراند ، نفسش او را وسوسه مىكند كه آنها را در داخل آن بچراند » . اين امر ، يك واقعيت عينى است ؛ زيرا به هرسو كه نگاه كنى صورت‌هاى متعددى مىبينى . براى نمونه ، از وقتى كه زن مويش را برهنه كرد به آرايشگاه رفت ، سپس سينه ، بازو و ساق پايش را نمايان ساخت و بعد ، نوبت پوشيدن مينى ژوب و ميكروژوب و مدهايى كه هرروز تغيير مىكند رسيد ، اينها همه زنانگى را تجسم مىبخشد ، آن را در هرعضو [ از اعضاى بدن زن ] نشان مىدهد و در خيابان‌ها و بازارها به نمايش مىگذارد . گويى گوشتى است در دكان قصابى ، رمز اين كار در اين است كه بيشتر زنان زيورهاى خود را آشكار و زيبايىشان را به نمايش مىگذارند . شگفت‌آورترين چيزى كه در اين‌باره خواندم ، اين بود كه در شهر هامبورگ در آلمان غربى ، خيابان وحشتناكى است كه در دو طرف اين خيابان ، مغازه‌هايى قرار دارند و در هر مغازه‌اى ، زن‌ها به مشتريان و تماشاچيان عرضه مىشوند و اين زنان در آن‌چنان وضعيت ناشايستى برهنه‌اند كه به ذهن انسان خطور نمىكند . آرى ، آنچه محال به‌نظر مىرسيد ، اكنون تحقق پيدا كرده است و اين نمايش به‌طور شبانه‌روزى ادامه دارد و اين ، پيامد آزادى دروغين است . اين مطلب را خواندم ، درحالىكه از بيم آنچه خواندم مىلرزيدم و نخستين چيزى كه از اين خيابان برهنگان به ذهنم رسيد ، آن بود كه اين وضعيت در آيندهء نزديك و يا دور به سرزمين ما نيز منتقل خواهد شد - چنان‌كه لباس‌هايى چون مينىژوب و امثال آن منتقل شده است - مادام كه ما همچنان
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 679 | محمد جواد مغنية