نكرده است ؛ يعنى نفرمود كه از چه چيزى بايد نگاه خود را بپوشانيد و . . . بدينسبب از بيان اين موضوع خوددارى كرده كه آن را به سياق آيه واگذار نموده است ؛ زيرا ظاهر سياق نشان مىدهد كه مقصود ، حرمت نگاه به زنان نامحرم مىباشد . بيشتر فقها وحدت نظر دارند بر اينكه نگاه مرد به هيچچيزى از بدن زن نامحرم روا نيست ، مگر به صورت و دو كف دست او ، آن هم مشروط بر اينكه قصد لذّت بردن نداشته باشد و با اين نگاه بيم افتادن در حرام نرود . اين حكم در صورتى جارى است كه زن مسلمان باشد كه دينش برهنگى را حرام مىداند ، امّا اگر زن غيرمسلمان باشد كه دينش برهنگى را حرام نمىداند ، فقها در نگاه كردن به غير صورت و دو كف دست او اختلاف نظر دارند برخى آن را روا مىدانند و حتى نگاه كردن به موهاى زن مسلمان باديهنشين را نيز روا مىدانند ؛ زيرا به اين زنان حتى اگر گفته شود كه موهاى خود را بپوشانند ، آنان نمىپذيرند [ و گروهى آن را روا نمىدانند ] .
2 .
وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ .
شرمگاه خود را از زنا نگه دارند . خداى سبحان حرف « من » را بر « أبصار » داخل كرده ، درحالىكه « فروج » را با « من » نياورده است ؛ زيرا نگهدارى از فرج [ - شرمگاه ] در تمام حالات واجب است ، مگر در يك حالت و آن اينكه زن و شوهر با يكديگر خلوت كنند . امّا نگاه كردن برعكس است ، چرا كه هميشه رواست ، مگر در برخى از حالتها .
ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ .
« ذلك » به چشمپوشى از محرمات اشاره دارد و اين كار براى نفس پاكيزهتر ، به پرهيزكارى نزديكتر ، و از گناهان دور تر است .
3 .
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ .
فقهاى شيعهء اماميه گفتهاند : به همان مقدار [ از اعضاى بدن زن ] كه بر مرد ، نگريستن به آن حرام است ، بر زن نيز نگريستن بدان حرام مىباشد و به همان چيزهايى كه نگريستن مرد حلال است ؛ نگريستن زن هم حلال مىباشد ، يعنى تنها به صورت و دو كف دست .