خودش ، هيچ توجيهى نمىيابم جز اينكه او - خداوند وى را ببخشد - مىخواست بر من خردهگيرى كند و لغزشهايى بتراشد و بدينسبب ، به قول مردم جبل عامل « به دنبال چراغ و فتيله مىگشت » تا اين لغزشها را افشا كند . زمانى كه وى نام مرا در آن مجلّه خواند ، احساس كينهء نهفتهاش تحريك شد و عشق او به رسوا كردن من آنچنان بر چشم و فهمش چيره شد كه سفيد را سياه و حق را باطل در نظر او جلوه داد . البتّه ، اين كار هيچ شگفتى هم ندارد ، زيرا دشمنى نيز همچون دوستى انسان را كر و كور مىكند و خداوند راست گفته است كه « ايشان را دلهايى است كه با آن نمىفهمند و چشمهايى است كه با آن نمىبينند و گوشهايى است كه با آن نمىشنوند . اينان همانند چارپايانند حتى گمراهتر از آنهايند . اينان خود غافلانند » . « 1 »
من اين سخنان را از روى شكايت و يا دلآزردگى ياد نكردم ؛ زيرا تجربه به من آموخته است كه از دروغها باكى نداشته باشم ، بلكه قلم آن را بر من ديكته كرد و مرا از حالت اختيار بيرون آورد و اصولا هرزمان كه به سوى آن مىروم ، كارش با من همين است .
پس از آنكه خداوند زنان مسلمان را از برملا ساختن جايگاههاى زيور ، جز صورت و دو كف دست نهى كرد ، اينك به آنان رخصت مىدهد كه مىتوانند براى دوازده گروه ، اين جايگاهها را آشكار سازند :
1 .
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ .
هركدام از زن و شوهر مىتوانند به هر جايى از بدن ديگرى كه بخواهد نگاه كند .
2 .
أَوْ آبائِهِنَّ .
اجداد پدرى و مادرى نيز از جملهء پدران بهشمار مىروند .
3 .
أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ .
پدران شوهران اجداد پدرى و مادرى نيز از زمرهء پدران همسران محسوب مىشوند .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 179 .