تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
خدا كشتنش را حرام كرده - مگر به حق - نمىكشند و زنا نمىكنند . و هركه اين كارها كند ، عقوبت گناه خود را مىبيند » . « 1 » از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهء بزرگ‌ترين گناهان پرسيدند و او همين سه گناه را بيان كرد .
وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ .
اين كار بر مردان مؤمن و نيز زنان مؤمن حرام شده است . اين‌كه در آيه تنها از مردان مؤمن ياد كرده ، از باب تغليب است . « ذلك » اشاره است به زنا ، به‌دليل اين‌كه سياق آيه بر آن دلالت دارد .
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً .
مراد از رمى ، نسبت دادن به زناست . جملهء
« الَّذِينَ يَرْمُونَ »
مردان ظهور دارد ، لكن زنان هم در اين حكم همانند مردانند . [ و تفاوتى ميان اين دو وجود ندارد ] . مراد از محصنات ، زن‌هاى پاكدامنند ، خواه ازدواج كرده باشند و يا نكرده باشند . علما گفته‌اند : در اين حكم ، مرد محصن نيز همانند زن محصن است ، چنان‌كه در حكم نسبت دادن به زنا ، زنان همانند مردان مىباشند . در يك كلام : حكم تازيانه زدن هم مرد را دربرمىگيرد و هم زن را ؛ خواه مرد ، زن را به زنا نسبت داده باشد و خواه زن ، مرد را . فرد نسبت‌دهنده در صورتى كه نتواند چهار گواه براى اثبات مدّعاى خود بياورد ، به گونه‌اى كه هركدام گواهى دهد كه آن را همچون ميلهء سرمه در ميان سرمه‌دان ديده كه داخل مىكرده و بيرون مىآورده است ، تازيانه مىخورد ، خواه وى مرد باشد و خواه زن . هدف از فراوانى گواهان و سخت‌گيرى در چگونگى گواهى آنان آن است كه هيچ‌كس به زنا گواهى ندهد ، تا پردهء عفت حفظ شود و خانواده دچار از هم گسيختگى و نابودى نگردد .
وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ * إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
ضمير « لهم » به كسانى برمىگردد كه مردان و زنان پاك‌دامن را ، بدون اين‌كه چهار گواه بياورند ، به زنا نسبت مىدهند و معناى آيه چنين
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 68 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 651 | محمد جواد مغنية